printlogo


کد خبر: 16259تاریخ: 1397/11/24 09:06
بررسی چگونگی مناسب سازی معابر برای نابینایان
بررسی چگونگی مناسب سازی معابر برای نابینایان
انسان و محیط دو عامل اصلی هر ارتباطی محسوب می گردند. انسان همواره در ارتباط با فضای پیرامون خود می باشد، این دو در تعاملی مستمر و پایدار با یکدیگر قرار دارند. نه انسان را می توان بدون حضور در محیط تصور کرد و نه محیط می تواند بدون حضور انسان ها سرزنده و مفید تلقی گردد.

به گزارش ایران سپید انسان به عنوان یک موجود زنده دارای توانایی فیزیکی، همواره در حال و در معرض تغییر و دگرگونی است. توانایی های انسان در محدوده بسیار وسیعی بین صفر و صد درصد در نوسان است. صدمات ناشی از حوادث محیطی، معلولیت های وراثتی- معلولیت های ناشی از کهولت سن می توانند این میزان توانایی را کاهش دهند. با توجه به این ناتوانی و ضعف، انسان امکان حضور مستمر و عادی خود را در محیط از دست می دهد. البته عدم حضور راحت انسان در محیطی که بدان نیاز دارد به دو علت می باشد:۱- ناتوانی فیزیکی، ۲- نامناسب بودن محیط.

در بسیاری موارد احیای فیزیکی انسان غیرممکن است و از طرف دیگر افزایش توانایی فیزیکی انسان دارای محدودیت بوده و بالا بودن توان او مستلزم صرف هزینه های بسیار می باشد. از سوی دیگر مناسب سازی محیط شهری دارای محدودیت کمتری است و سرمایه گذاری در این زمینه به دلیل دارا بودن منفعت برای کلیه افراد جامعه، اقتصادی تر است. البته مناسب کردن محیط باید به گونه ای باشد که افراد با حداقل توانایی بدنی نیز امکان حضور و فعالیت در آن را داشته باشند. این مسأله نه فقط از دید انسانی، بلکه از دیدگاه اجتماعی نیز توجیه شده است.

از دیدگاه اقتصادی نیز این مسأله قابل توجیه است. زیرا عدم حضور و فعالیت معلولین نه تنها منجر به عدم بازدهی اقتصادی آنان می شود بلکه دارای بار هزینه ای بیشتری نیز می گردد.

با آنکه مهمترین حس ارتباط دهنده انسان با محیط «بینایی» است ولی خوشبختانه تنها حس ارتباط با محیط نمی باشد. حواس لامسه و شنیداری و... نیز می توانند تا حدی این نقیصه را جبران کند.

در حال حاضر ۵۰۰ هزار نابینا و نیمه بینا در کشور ما وجود دارد. حرکت و جهت یابی این بخش از جامعه که از موهبت بینایی محرومند نه فقط باعث عدم آسایش و ایمنی آنها شده است، بلکه با احتساب خانواده و بستگان آنها بیش از یک ونیم میلیون نفر در نگرانی دایم از بروز خطرات بالقوه موجود در سر راه این افراد می باشند. با توجه به موارد مذکور برای ایجاد مشارکت این قشر در جامعه و بهره مندی جامعه از نیروی با ارزش این افراد برآن شدیم که با استفاده از امکانات گرافیک محیطی زمینه های فعالیت بیشتر این افراد را یادآوری می کنیم.

شخص نابینا به دلیل نقص بینایی دارای مشکلات حرکتی بسیاری در سطح شهر می باشد که بخش اعظم آن به نامناسب بودن شرایط فضاهای شهری ما برمی گردد. وجود مشکلاتی از قبیل:

۱- کندی حرکت به دلیل وجود موانع کلیدی از جمله: اختلاف سطح- توقف خودرو- کف سازی نامناسب و...

۲- خطرات ناشی از حرکت وسیله نقلیه برای فرد پیاده به دلیل عدم وجود معبر پیاده در جوار بسیاری از معابر سواره.

۳- ایجاد خستگی مفرط در حرکت به دلیل عدم وجود خدمات رفاهی ضروری همچون، محل نشستن، سایه بان، دستگیره و... در محیط شهری.

۴- مکان نادرست و خوانا نبودن و یا کافی نبودن مسیر حرکت فرد پیاده و عدم اطلاع رسانی در این مورد.

۵- عدم ارتباط درست فی مابین معبر سواره و معبر پیاده: جوی آب بدون پل ارتباطی، جداول ممتد و بدون بریدگی در مکان های لازم.

این موارد حرکت در سطح شهر را برای افراد نابینا دشوار می کند. بنابر این می بایست محیط را برای این افراد به صورت مطلوب مناسب سازی کرد تا بتوانند به راحتی و با صرف حداقل انرژی جنبشی در سطح شهر تردد کنند. علاوه بر این مزیت ها مناسب سازی مکان و بالا بردن سطح اطلاع رسانی به این افراد باعث تعلق خاطر بیشتر شهروندان به محیط شهر شده و محیط نیز بهره خود را از این وفاق خواهد برد.

لذا سعی می کنیم تا امکانات حضور بیشتر اشخاص نابینا را در سطح شهر فراهم آورده و برای قسمتی از معضلات این عزیزان بنابه قوه و توانایی خود راه حل هایی را ارائه کنیم.

نکات مطرح شده بالا تعیین کننده چهار سری اهداف به شرح زیر می باشند:

۱- دستیابی سریع شخص نابینا به اطلاعات محیط:

به دلیل شرایط خاص افراد نابینا، این اشخاص در حد بسیار بالایی نیازمند به دریافت اطلاعات از محیط اطراف خود می باشند. تعدادی از این اطلاعات در مورد عملکرد اماکن مورد نیاز (بیمارستان، بانک، توالت عمومی و...) بوده و تعدادی شامل اطلاعات کالبدی محیط (ساختار معابر پیاده و سواره، نوع و محل بریدگی جداول و...) می باشد.

۲- سریع الاجرا بودن:

با توجه به پیچیده بودن بسیاری از مشکلات مربوط به دسترسی و وجود موانع برای حرکت نابینا در محیط شهری باید بر سریع الاجرا بودن راه حل های اجرایی تأکید کرد.

۳- صرفه اقتصادی:

راه حل های پیشنهادی برای مناسب سازی محیط شهری برای نابینایان باید به موازات استفاده از تکنولوژی تا حد امکان اقتصادی باشند.

۴- تناسب با شرایط محیطی:

راه حل های پیشنهادی باید با خصوصیات فیزیکی نابینایان و ابعاد و ابزار کمک حرکتی موجود در محل و شرایط و ساختار معماری و طراحی شهری کشور تناسب و هماهنگی داشته باشد.

تصویر ذهنی نابینا

نابینایان جهان بینی و بدل مخصوص خود را از جهان حقیقی بنا می کنند و در این ساختار از اطلاعات، تجربیات و نیروی استدلال شخصی خود بهره می جویند. یک فرد نابینا به علت نابینایی با یکسری محدودیت ها روبه رو است. با پیدا کردن و رفع این محدودیت ها، سلامت فکر و قدرت تطبیق برای او تضمین می شود.

این محدودیت ها به چهار بخش زیر تقسیم می گردند:

۱- محدودیت در تصویر ذهنی از عناصر قابل رؤیت در زندگی، محدودیت در ادراک وسعت و تنوع اشکال (مثلا یک نابینای مادرزاد هیچ تصوری از ماه ندارد).

۲- محدودیت در توانایی حرکت به اطراف.

۳- محدودیت در کنترل محیط یعنی یک شخص بینا می تواند محیطش را کنترل کند ولی نابینا نمی تواند چنین کاری انجام دهد و محیط او را کنترل می کند.

۴- تحمیل محدودیت جامعه بینا  بر او.

«هلن کلر» محقق نابینا می گوید: «نابینایی و یا نشنیدن برای من در مقابل مشکلی که اجتماع بیناها برای من ایجاد می کند، مشکلی کوچکتر است

رفتار نابینا

رفتار نابینا در محیط های گوناگون کاملا متفاوت می باشد. محیط شناخته شده رفتاری کاملا متمایز نسبت به محیط ناآشنا و جدید ایجاد می کند. مثلا بررسی رفتارهای نابینایان در محیط های آموزشی آنها که اکثر ساعات خود را در آن محیط می گذرانند تفاوت چندانی با افراد بینا ندارد. ولی برای حرکت در محیط های بیگانه نابینایان اغلب با مشکلات زیادی روبه رو هستند. آنها معمولا در این فضاها از عصای سفید استفاده می کنند ولی وسایل کمک حرکتی دیگر مثل سگ راهنما و وسایل الکترونیکی نیز به همان نسبت برای حرکت مفید می باشد. نابینا برای حرکت به کمک عصای سفید، عرضی حدود ۹۰ سانتی متر را اشغال می کند و اطلاعات مربوط به موانع و خصوصیات محیطی را با عصا زدن به شکل نیم دایره و با حرکاتی آهسته و با احتیاط دریافت می دارد.

نابینایان علاوه بر عصا از پاها و دست ها برای شناسایی محیط استفاده می کنند. لزوم دریافت اطلاعات با چنین شیوه هایی خصوصیات رفتاری خاصی را در نابینا منجر می شود. به طور مثال نابینایان با کشیدن پاها بر زمین و پشت دست ها بر دیوار مسیر موردنظر خود را می یابند.

دستها معمولا در حالت تدافعی و برای یافتن موانع احتمالی بالاتر از سطح زمین (در حدود کمر تا سینه) که عصا قادر به دریافت آنها نمی باشد عمل می کند.

در برخورد با تصاویر و یا نوشتاری که برای پیام رسانی ایجاد شده از هر دو دست برای لمس و دریافت استفاده می شود و استفاده از یک دست معمولا به ندرت اتفاق می افتد.

حرکت های گردشی در ناحیه کمر، کمتر از نابینا سر می زند و تغییر جهات معمولا در کل بدن صورت می گیرد. برای بالا رفتن از پلکان معمولا پاها بیشتر از ارتفاع پله بلند می شود و برای این منظور کاملا از اطلاعات دریافتی توسط پاها استفاده می گردد.

جهت یابی و حرکت یکی از عمده ترین مسایل در زندگی شخص نابینا محسوب می شود. تحرک، هر نوع حرکتی را اعم از حرکت در یک اتاق، خانه، مسافرت از یک شهر به شهر دیگر و یا حتی از کشوری به کشور دیگر را شامل می شود. برای ایجاد تحرک، فرد نابینا باید بتواند اطلاعات لازم را از محیط اطراف خود بدست آورد تا با استفاده از امکان جلوگیری از خطرات احتمالی آسانتر و سالم تر به مقصد خود برسد.

افراد نابینا نشان داده اند که در گوش دادن بسیار خوب عمل می کنند. آنها همچنین می توانند از طرق مختلف معلولیت حسی خود را جبران کنند و در این میان آموزش می تواند تجارب یادگیری مناسبی را برای فرد نابینا فراهم آورد. یکی از حواسی که در تحرک و جهت یابی نابینا نقش مؤثری دارد «حس مانع» است:

بخش عمده ای از مهارت شخص نابینا در تحرک، ناشی از توانایی ردیابی موانع فیزیکی در محیط است. شخص نابینایی که در خیابان حرکت می کند قادر به حس شیء در مسیر خویش است. این توانایی به عنوان «حس مانع» شناخته می شود این حس برای تحرک شخص نابینا مهم است ولی اساسا یک وسیله یا حس کمکی محسوب می شود.

صداهای مزاحم در محیط می تواند «حس مانع» را مختل نماید. همچنین قابلیت شناسایی مانع متضمن این است که شخص بسیار آرام قدم بردارد تا به موقع واکنش نشان دهد.

توسط حس شنوایی، موانع، دیوارها و زمان عبور مناسب از عرض خیابان برای شخص نابینا معلوم می گردد. وی صداهای لازمه برای جهت یابی را انتخاب می کند. به طور مثال در شلوغی ترافیک با توجه به صدای عابرین پیاده جهت و مسیر پیاده رو را حدس می زند. او حتی می تواند از طریق صدا ونوع آن مسافت را تخمین زند. او همچنین از انعکاس صدا پی می برد که محوطه ای که در آن قرار دارد سقف دارد یا خیر، آیا محیط وسیعی است؟ به این ترتیب حتی به وجود گودال ها و چاله های مسیر پی می برد.

شخص نابینا با استفاده از حس لامسه توسط دست ها و پاها محیط اطراف خود را شناسایی می نماید. او با لمس دیوار می تواند به موازات آن حرکت کند و پایان مسیر و یا وجود یک یا چند مانع را در سر راه خود دریابد و با حس لامسه دریابد که یک مانع جابجا شدنی است یا خیر. به همین ترتیب ورودی اتاقها را شناسایی می کند. او می تواند توسط عصا و کف کفش خود پهنا و جهت پیاده رو را حدس زده و نوع پوشش پیاده رو را تمیز دهد.

او توسط عصای خود پستی و بلندی ها را تشخیص داده و تمامی موانع از جمله وارد شدن به زمین خاکی، آسفالت، چمن و غیره را از نوک عصا و کف کفش خود درک می کند.

با توجه به اینکه حس لامسه برای افراد نابینا به عنوان ابزاری مهم در شناسایی فضا نقش بسیار مهمی را بازی می کند، بنابراین می باید در طراحی محرک های محیطی به نکات زیر توجه کرد:

۱- محرک های محیطی می باید دارای قدرت لازم برای تشخیص فرم، حجم، بافت و جهت برای نابینا باشند.

۲- علائم مورد نیاز برای جهت یابی به سه دسته، هدایت کننده، هشداردهنده و اطلاع دهنده تقسیم می گردد. قرارگیری محرک های هدایت کننده یا هشداردهنده می باید امکان لمس راحت به وسیله دستان (یا عصا) و پاها را داشته باشند.

۳- محرک های لمسی نباید برای نابینا خطرآفرین باشد.

۴- علائم هشدار دهنده باید دارای قدرت لمسی شدید تری از علائم اطلاع دهنده باشند. این علائم می باید با عصا یا پا قابل تشخیص باشند.

۵- مکان یابی علائم هشدار  دهنده می باید با سرعت حرکت نابینا و فراوانی محرک های محیطی همخوان گردد.

۶- علائم اطلاع دهنده می باید در موقعیت هایی قرار گیرند که مکث نابینایان امکانپذیر باشد.

حس شامه در هر محیطی برای نابینا باارزش بوده و کمک بسیار مفیدی است. از این حس تا حد قابل توجهی برای شناسایی مغازه ها استفاده می شود و یا توانایی تفکیک انسانها را براساس بویشان و یا عطری که استفاده می کنند ایجاد می کند. همچنین وسایل نقلیه را علاوه بر سایه و صدای آنها از بویشان نیز تشخیص می دهند. (منظور نوع سوخت مورد مصرف است)

محدودیت و راهکار

 بررسی محدودیت ها

در اینجا به مواردی اشاره می شود که بر طرف کردن آن تسهیلات تردد عابر نابینا را در حد زیادی کامل خواهد نمود.

۱- همجواری مسیرهای پیاده و دوچرخه در برخی نقاط و تعریف آنها با یک نوار ساده هرچند برای بینا قابل تشخیص است، ولی برای حرکت نابینا خطرناک می باشد.

۲- هرچند وجود درخت (و حتی پله) در سطح پیاده رو به زیبایی محور پیاده افزوده است، ولی برای نابینا خطرآفرین است.

۳- ارتفاع بالنسبه زیاد جداول (تا ۳۵ سانتیمتر) خطر برخورد پاهای نابینا و سقوط وی را تسهیل می کند.

۴            - غیر همسطح شدن درپوش تأسیسات در حین اجرا مشکلی است که حل آن کاملا عملی است.

۵- وجود فضاهای رها شده و بلاتکلیف در سطح زمین که معلوم نیست جزو سواره رواند یا پیاده رو و یا باغچه، نابینا را دچار اغتشاش ذهنی می کند.

۶- وجود پله های غیرمترقبه برای نابینایان، خطرآفرین است هرچند توسط بینایان دیده می شوند و جذاب است.

۷- در مواردی اختلاف سطح های نابجا و ناخواسته ای به علت عدم برنامه ریزی طراحی و اجرای صحیح وجود دارد که خطرآفرین و زشت می باشند.

۸- برخی از اماکن در کفسازی محوطه جلوی خود به سطح پیاده رو تجاوز کرده و با بی سلیقگی خاص جنس و نوع کفسازی خود را تحمیل کرده اند. این عدم تجانس باعث اغتشاش فکری نابینا در حرکت می گردد.

۹- عدم قراردادن درست خطوط عابر پیاده در سطح سواره نیز نه فقط برای نابینایان بلکه برای افراد بینا نیز

مشکل ساز است.

۱۰- عدم تداوم مسیر پیاده در رفیوژها به صورت همسطح بسیار خطرناک می باشد.

۱۱- دسترسی به ایستگاه اتوبوس به علت

پیچ و خم های موجود حرکت نابینایان را غیرممکن می سازد.

۱۲- علاوه بر موارد فوق ناهنجاری های رفتاری زیادی توسط افراد بینا وجود دارد که برای نابینا غیرقابل تحمل است. مهمترین آن پارک کردن در مسیر حرکت پیاده رو است.

برای مسیریابی مناسب نابینایان سه گروه از علائم لازم است.

۱- علائم هشدار دهنده

برای افراد بینا راه حل های متعددی برای هشدار وجود دارد که فراوان ترین و مهمترین آنها به صورت تصویری است. ولی نابینایان که از نعمت دیدن برخوردار نمی باشند، می بایستی به طرق دیگر و با به کارگیری حواس دیگر امکان تشخیص و پیش بینی خطر را داشته باشند.

لذا مهمترین حواس در تشخیص ایمنی مسیر می توانند عناصر لمسی (بساوایی) و صوتی باشند.

«نوارهای بساوایی» یکی از این راه حل هاست. این نوارها معمولا به وسیله اختلاف بافتی که در کف کفسازی معابر ایجاد می کنند حاصل می گردند. این اختلاف بافت در عرض معبر، قبل از رسیدن به نقاط خطر آفرین برای نابینایان ایجاد می گردد.

عرض این نوارها، برحسب قدم های فرد نابینا تنظیم شده و دارای عرضی معادل ۶۰ سانتیمتر می باشند. این عرض باعث می گردد که نابینا در هر صورت در هنگام پیاده روی، پای خود را روی آن گذارده و در لابلای قدم هایش قرار نگیرد.

این نوارها معمولا دارای بافتی زبرتر از سطح پیاده رو می باشند. برای جلوگیری از شلوغ شدن بصری پیاده رو برای بینایان می توان این نوارها را همرنگ با بقیه سطح پیاده رو درنظر گرفت.

۲- نوارهای هدایت کننده

برای تسریع و تسهیل حرکت نابینایان و احتراز از برخورد با موانع، نوارهایی پیشنهاد می شود که در طول معبر احداث می گردند. اختلاف بافت این نوارها با مابقی سطح معبر، در حدی است که نابینا بتواند با نوک عصای خود آن را تشخیص داده و دنبال نماید.

بافت این نوارها معمولا صیقلی تر از بافت معبر پیاده می باشد و فقط لازم است نوک عصای نابینا آن را پیدا کرده، با قدم هایش آن را تعقیب کند. این نوار عرضی معادل ۱۵ سانتیمتر است.

۳- علائم اطلاع دهنده

برای اطلاع رسانی به عابر نابینا از تابلو استفاده می شود. این تابلوها می بایستی:

* دارای ابعاد و زاویه مناسب جهت لمس نابینایان باشند.

* دارای برجستگی لازم نقوش در زمینه جهت تشخیص نابینایان باشند.

* قابل دسترسی سهل و راحت باشند.

* در ارتفاع مناسب نصب شوند.

* دارای جنس مقاوم در مقابل فرسایش باشند.

از آنجا که تابلوهای مورد نظر بسیار کوچکتر از تابلوهای معمول برای افراد بینا می باشند، پایه های این تابلوها، یا بهتر بگوئیم پلاک ها، نقش مهمتری می یابند.

زاویه تابلوها

این مبحث فقط در مورد تابلوهای مختص نابینایان مطرح می گردد و این بدان علت می باشد که تحقیقات نشان داده که نابینا با سطح شیبدار به نسبت سطح قائم ارتباط راحت تری برقرار می کند. لذا می بایست نصب تصاویر اطلاع رسان روی سطوح شیبدار صورت گیرد. تحقیقات به عمل آمده حاکی از این مسئله می باشد که زاویه ۲۰-۱۵ درجه زاویه مطلوب است.

ابعاد و تناسبها

مطابق بررسی های انجام شده سر انگشتان شخص نابینا می تواند با حرکت دادن دست به صورت عرضی تصویر را لمس و درک کند. لذا بهتر است اندازه عرض تصویری که برجسته خواهد شد از دو دست باز (دو وجب) فرد تجاوز نکند. به علاوه اندازه تصویری بستگی مستقیمی با پیچیدگی یا سادگی آن دارد. هرقدر تصویر پیچیده تر باشد اندازه تصویر بزرگتر و هرچه ساده تر باشد اندازه متوسط (و یا کوچکتری) را می طلبد. با توجه به موارد فوق اندازه پیشنهادی برای تابلوها ۲۰*۲۰ سانتیمتر می باشد.

ارتفاع تابلوها

مبحث ارتفاع تابلوها می بایست از دو دیدگاه فرد بینا و فرد نابینا مورد بررسی قرار گیرد.

الف- تابلو برای افراد بینا:

در دیدگاه فرد بینا ارتفاع مناسب برای نصب تابلوهای راهنمای اماکن و معابر به نحوی است که ارتفاع تابلو مانع تردد عابرین پیاده و پیاده روها نگردد. در عین حال باید عابرین پیاده یا سرنشینان وسائط نقلیه بتوانند آن را ببینند و بخوانند و از حدود ۷۵ الی ۹۰ متر قابل رؤیت و تشخیص باشد. حداقل ارتفاع مناسب برای آنکه تابلوها در معرض لطمه خوردن و لک شدن و سایر صدمات نباشد حدود ۴۰/۲ متر است.

در مجموع به نظر می رسد که چه در مورد تابلوهای معابر و چه در مورد تابلوهای اماکن با توجه به تمامی مطالعات و بررسی های میدانی انجام شده محل های مناسب نصب در معابر عبارتنداز:

۱- نصب روی پایه چراغ فانوسی

۲- نصب روی پایه های فلزی چراغ برق

۳- رفوژ وسط(در صورت وجود)

۴- استفاده از پایه فلزی و جدا از بدنه

ب- تابلو برای افراد نابینا:

ولی محل و ارتفاع تابلوها برای شخص نابینا برخلاف شخص بینا می بایست در مکانی باشد که فرد بتواند به راحتی با آن ارتباط برقرار کرده و آن را لمس کند.

بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که بهترین ارتفاع به منظور نصب تابلوهای اطلاع رسانی برای افراد نابینا مابین ۱۰۰-۹۰ سانتی متر می باشد. در غیر این صورت شخص نمی تواند به راحتی با تصویر مورد نظر ارتباط برقرار کند.

میزان برجستگی

اختلاف سطح تصاویر با زمینه، نخستین عامل تشخیص و انتقال اطلاعات می باشد. این برجستگی به اندازه ای در نظر گرفته می شود که حداقل با انگشتان به راحتی و با قاطعیت قابل تشخیص باشد و حداکثر به حدی باشد که ارتفاع اضافی به نظر نرسد، «ادمن» برای ارتفاع اندازه حداکثر ۵-۳ میلی متر را پیشنهاد کرده است.

مصالح

جنسیت و مواد و مصالح انتخاب شده برای پایه ها با توجه به ضرورت ماندگاری مصالح، بتن پیشنهاد می گردد.

محل نصب

نحوه نصب باید به صورتی باشد که حداقل فضای پیاده رو را اشغال کند، پس یا باید در راستای جدول قرار گیرد و یا این که پشت جدول نصب شود.

جهت تابلو

جهت تابلو به علت سهولت قرائت توسط نابینایان با دو دست، عمود بر پیاده رو می باشد.

نحوه دسترسی به تابلو

خطوط راهنما در کف می بایستی در نزدیکی تابلوها به طرف تابلو منحرف شده و با تعبیه سطحی بافت دار به عرض ۶۰ سانتی متر و به مرکزیت تابلو مشخص تر شوند.

نابینا پس از حصول اطلاعات روی تابلو امکان پی  گیری خطوط راهنما را خواهد داشت.

عملکرد پایه

پایه هایی که علائم تصویری بر روی آنها نصب می شود می توانند دومنظوره طراحی شوند. به طور مثال این پایه ها علاوه بر این که نقش راهنما را برای نابینا داشته باشند، می توانند حامل چراغ هایی برای استفاده در شب باشند تا به جنبه زیبایی آنها برای افراد نابینا نیز توجه شود. برای این منظور لزوما  نباید نقش کاربردی برای پایه ها در نظر گرفته شود، بلکه می توان صرفا طرح هایی برای ایجاد جنبه های زیبایی محیط نیز ارائه داد.

ضوابط

الف- مناسب سازی فضاهای شهری

* کفسازی:

۱- هرگونه اختلاف سطح غیرضروری ممنوع است.

۲- اختلاف سطح نباید غیرمترقبه باشد. لذا می بایستی با علائم هشدار دهنده همراه باشد.

۳- از احداث جوب، چاله، پله و هرگونه اختلاف سطح بالاتر از ۱۵ سانتی متر در مسیر حرکت نابینایان اجتناب شود.

۴- کلیه دریچه های بازدید تأسیسات شهری و شبکه های فلزی روی کانال های تأسیساتی باید همتراز با سطح پیاده رو نصب گردند.

۵- در صورت اجبار به احداث پله  باید با علائم هشدار دهنده و اطلاع رسان همراه گردند.

۶- مرز میان پیاده رو و باغچه می باید برای شخص نابینا قابل تشخیص باشد.

۷- برای مشخص کردن مرز میان پیاده رو و پارکینگ باید از تغییر بافت در کف سازی استفاده شود.

۸- خطوط عابر پیاده در مسیرهای سواره و پل های روی جوب باید در یک راستا و بدون اختلاف سطح باشد.

۹- از احداث هرگونه مانع در مقابل و مسیر خطوط عابر پیاده اجتناب گردد.

* پیش آمدگی عناصر:

۱- هرگونه پیش آمدگی در سطح معبر پیاده در ارتفاع زیر ۲۰/۲ متر ممنوع است.

* مبلمان شهری:

۱- قرار دادن عناصر مبلمان شهری،  به عنوان خطری بالقوه برای نابینایان در مسیر حرکت آنان مجاز نمی باشد.

۲- در صورت اجبار به قرار دادن مبلمان در مسیر حرکت نابینایان باید با عناصر هشدار دهنده تجهیز شوند.

* محل گذر از عرض خیابان

۱- محل گذر از پیاده به سواره نباید دارای اختلاف سطح ناگهانی باشد.

۲- برای رفع اختلاف سطح باید از رامپ (سطح شیب دار) استفاده کرد.

۳- هیچ گونه مانعی نباید جلوی دید رانندگان به محل تغییر مسیر نابینایان از پیاده رو به سواره رو را بگیرد.

توصیه ها

۱- مسیرهای مارپیچ و زاویه دار، به دلیل این که در هنگام رفت، دارای مشخصات و زوایای متفاوتی نسبت به برگشت می باشند،  باعث گیج و گم شدن نابینا یا تقلیل سرعت وی می شوند. لذا توصیه می گردد از احداث مسیرهای مارپیچ و زاویه  دار اجتناب شود.

۲- بهترین نوع مسیر برای حرکت نابینا خط مستقیم است.

۳- توصیه می گردد در طول مسیرهای موجود، با کمک خطوط راهنما در کف، نابینایان را به طرف مقصد هدایت کرد.

۴- بو و صدا می توانند به عنوان عناصر هدایت  کننده مورد استفاده قرار گیرند. حتی الامکان از انتشار بو و صداهای گمراه  کننده جلوگیری شود.

ب- فضاهای دسترسی به ساختمان

رسیدن به بنای مورد نظر از مشکلات نابینایان در فضاهای شهری است که برای حل آن موارد زیر پیشنهاد می گردد:

۱- رسیدن به بنا با مسیر مارپیچی و زاویه دار به دلیل آن که در هنگام رفت، دارای مشخصات و زوایای متفاوتی نسبت به برگشت است، احتمال گیج شدن و گم شدن نابینا و یا معطل شدن برای تشخیص مجدد مسیر در بازگشت را دارد. لذا به طور قطع بهترین روش رسیدن به بنا برای نابینا یک مسیر مستقیم می باشد.

۲- وجود کفسازی خاص در مسیر رسیدن به بنا، قرار دادن نشانه های اطلاع رسانی و یا عملکردی مانند وجود صدای آب یا زنگ اتوماتیک یا تغییر سطح در مسیر حرکت به کمک شیب ملایم و هرگونه ابتکار مناسب دیگر می تواند راهکار مناسبی برای تشخیص مسیر برای نابینایان باشد.

ج- ورودی ساختمانها:

۱- در مورد ورودی ها باید توجه داشت که با مطالعه شرایط طراحی، ورودی پیش آمده مزاحم حرکت نابینا نباشد. بدیهی است که ورودی عقب رفته به لحاظ ایجاد یک فضای مکث و امن بر ورودی مسطح یا پیش آمده ارجح است و پیشنهاد می  گردد در صورت وجود ورودی پیش آمده، باید توسط علائم اطلاع رسان، نابینا را قبل از برخورد با ورودی، از وجود آن آگاه کرد.

۲- نسبت های مختلف مصالح یا تغییر بافت چه از نظر ابعاد و زبری و چه از نظر خواص  آلاستیک و انعطاف  پذیری برای ادراک نابینا از مکان، مؤثر است و به  عنوان مثال در صورتی که برای کفسازی ورودی به بنا و یا هر ورودی دیگری از یک مصالح ساختمانی و استاندارد استفاده شود، همواره نابینا هنگام احساس آن از طریق تماس کف پا و ارتباط لمسی آن به موقعیت ورودی پی خواهد برد.

پونه پاکزاد- بنفشه حیدرزاده


لینک مطلب: http://iransepid.ir/News/16259.html
Page Generated in 0/0040 sec