کد خبر: 22799
هنرمند صیاد لحظه هاست
گزارش ایران سپید از رونمایی کتاب «شب و نگاه»، مجموعه غزل های عباس اسلامی شرا، شاعر نابینا

به گزارش ایران سپید در بیست و پنجمین روز از دی امسال، یعنی آخرین پنج شنبه ی نخستین ماه زمستان، کتاب «شب و نگاه»، شامل ۵۱ غزل از مجموعه اشعار عباس اسلامی شرار، شاعر مطرح نابینا، با حضور چهره های فرهنگی و دوست داران شعر و ادب، در گالری «شلمان» رونمایی شد.

به گزارش ایران سپید، کتاب «شب و نگاه» به کوشش سیما سیرانی و از سوی انتشارات «پیام یوسف» روانه ی بازار شده است.

سیما سیرانی، در خصوص آشنایی اش با عباس اسلامی شرار، خاطره ی جالبی نقل می کند: «آشنایی من با آقای اسلامی از استاد شاگردی در دانشگاه پلی تکنیک شروع شد؛ کلاس هایی که جهاد دانشگاهی برای تربیت مربی برای نابینایان گذاشته بود؛ اما من چون دیر از وجود این کلاس ها مطلع شدم، نسبت به هم کلاسی هایم دیرتر وارد این کلاس شدم. و تقریباً دو سه ماه آخر به کلاس رسیدم؛ اما متأسفانه به من مدرک ندادند؛ چون زمان حضور من در کلاس های آقای شرار، کفایت گرفتن مدرک را نداد. اما در این کلاس چیز با ارزشتری به دست آوردم و آن، دوستی من با آقای شرار بود که علاوه بر یادگیری جهت یابی و خط بریل، انگیزه ی زندگی صحیح و به کار بردن تمام توانایی هایم در کل زندگی شد. در اوایل دوستی ما، به خاطر اینکه من دیر به کلاس رسیده بودم، مجبور بودیم به عنوان کلاس جبرانی ساعت های زیادی را برای یادگیری جهت یابی و و چگونگی راهنمایی یک فرد نابینا با هم بگذرانیم؛ مسیر های طولانی را با هم پیاده روی می کردیم. مثلاً از دانشگاه پلی تکنیک که زیر پل حافظ بود تا خیابان نیروی هوایی را که منزل آقای شرار در آن خیابان واقع بود، پیاده می رفتیم. چیزی که برای من خیلی عجیب بود، توانایی یک نابینا در تسلط به خیابان ها و موقعیت کوچه ها بود. آنچه توجه مرا خیلی در مورد توانایی های آقای شرار جلب کرد، این بود که سر هر خیابان و کوچه که می رسیدیم، آقای شرار نه تنها نام آن خیابان، حتی نام کوچه ها را از حفظ بود به جای اینکه من بگویم سر کدام کوچه هستیم، بلافاصله ایشان می گفت مثلاً سر فلان کوچه هستیم. این برای من بسیار جالب بود. همین باعث شد که من نتوانم از دوستی با آقای شرار دست بکشم.»

سیما سیرانی در بیان هدفش از جمع آوری غزل های عباس اسلامی شرار، به این نکته اشاره می کند که اثر خوب باید برای نسل امروز و نسل های آینده، الهام بخش باشد: «از نظر من اثر خوب برای نسل فعلی و نسل های آینده باید اثری الهام بخش باقی بماند. شاید بیست سال است که این ایده را در ذهن داشتم؛ اما به علت مشغله های زیاد زندگی این توفیق نصیبم نشده بود و بعد از گذشت این مدت و پایان یکسری از دغدغه ها موفق به انجام این کار شدم. هرچند که من این کار را برای جبران محبت های آقای شرار انجام دادم، اما دیدم که این کار چقدر باعث خوشحالی فرزندان و همسر آقای شرار و همچنین تمام دوستان، آشنایان و شاگردان قدیم و جدید آقای شرار و خودم شد.»

اگر به من بود، همچنان مخالف انتشار اشعارم بودم

عباس اسلامی شرار از سال ۱۳۴۹ به قول خودش رسماً شاعری را آغاز کرده؛ اما چرا بعد از گذشت ۵۰ سال، اولین مجموعه غزل او منتشر می شود؟ «من از سال ۴۹ به طور رسمی، با این عروس معنا مأنوس شدم و شروع به شعر گفتن کردم تا امروز. اینکه چرا حالا و بعد از ۵۰ سال به فکر چاپ کتاب افتادم، باید بگویم که اگر دست خودم بود، الآن هم چاپ نمی کردم. اولاً معتقدم اگر اثری خوب باشد، چه چاپ شود و چه چاپ نشود، در نظر اهل فن می ماند و ماندگار است. اما اگر اثری خوب نباشد، آن هنر یا به اصطلاح هنر قبل از هنرمند خواهد مرد؛ ولو اینکه کتاب هم چاپ کرده باشد. الآن کتاب چاپ کردن برای یک عده اتفاقاً کار راحتیست. فرضاً کسی می آید چهارتا شعر سر هم می کند و اسمش را شعر می گذارد و اقوامش آن ها را بهبه و چهچه می کنند و او هم باد به غبغب  انداخته، آن به اصطلاح شعر ها را چاپ می کند. بعد می بینی که چیزی در آن ها نیست. ثانیاً، من وسواس عجیبی در انتخاب کلمات دارم. به دلیل اینکه در طول این ۵۰ سال، انجمن داری کرده ام، انجمن های زیادی تشکیل داده ام، در انجمن های فراوانی هم شرکت کرده و هم تدریس کرده ام. چون شاگردان زیادی از نسل های جوان یا بزرگ سال داشتم، این ها را راهنمایی می کردم و اشعارشان را اصلاح می کردم؛ به همین دلیل خودم وسواس عجیبی روی گزینش واژگان و چینش آن ها داشتم. وقتی خودم هم شعر می گویم، اگر ۱۰ یا ۲۰ بار آن را پاکنویس کنم، ۱۰ یا ۲۰ بار در کلماتش تجدید نظر می کنم. چون خیلی سختگیرم، اولین منتقد اشعارم، خودم هستم. ممکن است بعضی شعر ها را نپسندم و بعد از مدتی دور بریزم؛ خیلی هم این کار را کرده ام. ولی برخی دوستان به شکلی متفرقه، اشعار مرا جمع کرده اند. از جمله همین خانم سیرانی که اولین کتاب غزل های مرا چاپ کرد. این ۵۱ غزل را خانم سیرانی متناوباً در طول این سال ها جمع کرده بود. با اصرار او و به حرمت دوستی که ۵۰ سال پیچ خورده، این اشعار در قالب یک کتاب منتشر شد. البته من در این کار، به عنوان مشاور حضور داشتم تا اشعاری را که لازم است حذف یا اصلاح شوند، بررسی کنیم.»

عباس اسلامی شرار در پاسخ به پرسش ما راجع به درون مایه های شعر خود، به این نکته اشاره می کند که بسامد واژه ی «چشم» در اشعار او زیاد به چشم می خورد: «طبیعیست که بسامد چشم در اشعار من زیاد باشد؛ چون نابینا هستم. البته داخل پرانتز بگویم که تا به امروز شعر مناسبتی یا سفارشی که مطابق با دلم نباشد، نگفته ام. برگردیم به پرسش شما و ادامه ی توضیحاتم. چون من نابینا هستم، بخشی از اشعارم به دغدغه ها و حرف مشترک با نابینایان باز می گردد. از طرفی، خودم را نسبت به همچشمانم مدیون می دانم و باید احساسات آن ها را هم در قالب شعر از دیدگاه های مختلف بیان کنم.  بخش دیگری از اشعار من برای کل جامعه است تا مثلاً افراد بینا احساس نکنند که من آدمی نا امید هستم. ببینید شعر مثل جرقه است. و باید لحظه ها را شکار کرد. هنرمند، صیاد لحظه هاست. بنا بر این وقتی شعر می گویم، احساسی را بیان می کنم که در آن لحظه به من دست داده است. اشعاری هم دارم که تصویریست. یعنی اگر کسی نداند که من نابینا هستم، شعر های تصویری مرا که بخواند، فکر می کند یک شاعر بینا این ها را گفته. مثلاً این رباعی را در نظر بگیرید:

ای آنکه نگاهت آیه ی بیداریست!

چشمان تو شاهکار مردم داریست؛

در چشم تو آسمان به دریا پیوست،

انبوه ستاره ها به دریا جاریست.

یا بیتی از یک غزلم می گوید:

تو با سبز آبی بارانی دریای چشمانت،

بیا آب و هوای خانه ی ما را شمالی کن.

بنا بر این تصویر سازی خوب بلدم. درست است که من نابینای مادرزادم؛ اما آنچه را که می شنوم، تقویت می کنم و تصویر می سازم و به گواهی افراد بینا، تصویر های کاملاً واقعی و درستیست. برای این توضیحم بیتی از شوریده ی شیرازی، شاعر نابینای قرن سیزدهم به یادم آمد که گفته:

خلق خندند که من وصف رخ خویش کنم،

خود به گوشم شنوم، آخر کورم نه کرم.

بخش دیگری از اشعار من هم زمینه ای اجتماعی دارد یا از بن مایه های شخصی من می جوشد؛ مثل شادی، غم، عشق یا انزجار. به هر حال یک شاعر مثل یک سوپر مارکتیست که همه نوع محصول باید داشته باشد.»

در جلسه ی رونمایی کتاب «شب و نگاه» قرار شد به همت نرگس شرار، دختر عباس اسلامی شرار و مسئول بخش نابینایان کتابخانه ی خاوران، نسخه ی بریل این کتاب تهیه شود. همچنین قرار شد استاد میلاد کیایی، نوازنده ی شهیر سنتور و پژوهشگر موسیقی با همکاری عباس شرار، این غزل ها را در قالب صدای شاعر، همراه با سنتور، روانه ی بازار کند.

مجید سرایی

Page Generated in 0/0034 sec