کد خبر: 2170
پای حرفهای هوشنگ ارشدی، قهرمان سالهای دور دوومیدانی
یشکسوت دوومیدانی ایران وقتی از احسان حدادی می گوید دچار هیجان می شود انگار اشک در چشمانش حلقه زده وقتی می گوید مدالی که حدادی گرفت بهترین نتیجه‌ی تاریخ ورزش ایران بود. انگار مدال حدادی برای دوومیدانی و او افتخاری است که سرش را بالا بگیرد تا بگوید یک دوومیدانی کار است. او با حسرت می گوید که حیف شد پرتاب احسان در المپیک خراب شد وگرنه حقش طلا بود نه نقره. او یاد سالهای دور افتاده و از در بازیهای آسیایی تهران می گوید زمانی که آرزوهای زیادی داشت و در نهایت مدال برنز 4 در 400 تیمی را به گردن انداخت.

به گزارش ایران سپید هوشنگ ارشدی قهرمان دوومیدانی سال های دور ایران، که حالا 65 ساله است، روزهای دور از قهرمانی خود را کنار همسرش و با خاطراتی که در عکس های سیاه و سپید جاودانه شده سپری می کند. او بعد از گذشت این سال ها وقتی مدال‌هایش را می آورد تا به نسلی که روزهای قهرمانی اش را ندیده اند نشان دهد، چشم هایش درخشان تر از همیشه می‌شود.

ارشدی که تا سال 52 رکورددار دوهای 100 و 200 متر بوده، در پرونده ورزشی اش، مدال طلا دوی 200 متر قهرمانی آسیا را دارد و در المپیک آسیایی سال 1974 تهران با تیم 400*4 گردن آویز برنز را به دست آورد. خودش می گوید اگر در آن مسابقات در ماده 200 متر مسابقه داده بود، حتما مدال برنز این ماده را هم به دست می آورد.

در یکی از روزهای زمستان، مهمان خانه این پیشکسوت دوومیدانی بودیم؛ مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید:

پیدا کردن خانه هوشنگ ارشدی در غرب پایتخت کار چندان سختی نیست. آپارتمانی نه چندان نوساز که حالا قهرمان دوومیدانی دیروز و بنگاه دار امروز، در طبقه سوم آن همراه همسرش زندگی می کند. چند پله ای را بالا می رویم که همسر ارشدی با رویی گشاده به استقبالمان می آید و ما را به داخل خانه دعوت می کند.

 

هوشنگ ارشدی

 

خانه این قهرمان کمی بیش از معمول ساکت است. انگار این سکوت به ما می گوید فرزندانش کمی از او دورند. وقتی ارشدی با لبخندی گرم روبرویمان می نشیند اولین سوالی که ذهنم را مشغول کرده را بر زبان می آورم و می‌پرسم "فرزندانتان کنار شما نیستند؟" پاسخ او تایید این حدس است. ارشدی و همسرش یک دختر و یک پسر دارند که آنها چندسالی است برای تحصیل در رشته پزشکی، خارج از کشور به سر می برند.

هنوز گفت و گویمان گرم نشده که از اتفاقات برنامه 90 می گوید و این که از شنیدن برخی اخبار در ورزش دلخورمی شود. وقتی از او اجازه می گیرم که ضبطم را روشن کنم ارشدی به روزهای دور قهرمانی خود باز می گردد و از آمدنش به ورزش می گوید:

"خانواده‌ای ورزشی داشتم که در آمدنم به ورزش بی تاثیرنبودند. زمانی که سن و سالم کم بود در هر مسابقه ای مقابل هم سن و سال هایم برنده می شدم. آن زمان فوتبال هم بازی می کردم حتی در دوره دبیرستان هم فوتبالیست بودم و در گوشه چپ تیم لرستان بازی می کردم تا این که یک بار در مدرسه در مسابقه دو شرکت کردم و برنده شدم. پس از آن بود که عکسم را بر در و دیوار مدرسه زدند و تشویقم کردند. چند وقت بعد قرار بود مسابقات سراسری برگزار شود که همه گفتند "باید در مسابقه دو شرکت کنی "من هم غیرتی شدم و گفتم که باید از عنوان قهرمانی ام دفع کنم. در آن مسابقه قهرمان چندساله دوی بروجرد را در ماده استقامت شکست دادم و کاپ گرفتم."

"اما بعد از این برد دوباره به فوتبال بازگشتم هر چند وقتی یک مسابقه دو برگزار می شد، دوستانم می گفتند که نمی خواهی بدوی؟ و درنهایت می رفتم و مسابقه می دادم. در آن سال ها مسابقات قهرمانی کشور در لرستان برگزار شد و آن زمان دونده لرستان بسیار معروف بود که چهار پنج سالی از من بزرگتر بود. در این مسابقه من هم در 100، 200 و 800 متر دویدم و هم در پرش طول مسابقه دادم که در ماده های سرعت قهرمان لرستان را شکست دادم. آن وقت ها نمی دانستم که دوومیدانی ماده های تخصصی دارد."

 

هوشنگ ارشدی

" وقتی دیپلم گرفتم برای کنکور به تهران آمدم و آن زمان به تیم ملی رسیدم. بگذارید خاطره ای را تعریف کنم. یک روز در زمین تمرین، قهرمان آن روزهای دوومیدانی در حال دویدن بود من هم شروع کردم دویدن و سعی می کردم که در حین تمرین از او جلو بزنم و روی خطی که او می دوید می رفتم تا این که او شاکی شد و گفت تو که هستی ؟ چه کار می کنی؟ من هم عصبانی شدم به مربی گفتم که وقتی از او در خط دویدن جلو می افتم او ناراحت می شود و تازه آن زمان مربی ام گفت که این دونده سه هزار متر است و ممکن است اصول دویدنش طور دیگری باشد یعنی مسافتی را با سرعت خاص می دود و نباید در خط دویدنش بروم. من تا آن زمان اصول دوومیدانی را نمی دانستم و پس از آن بود که از مربی برنامه گرفتم و تمرین کردم."

" قبل از آن که وارد دانشگاه شوم، در ارتش سرباز بودم و در مسابقات قهرمانی ارتش ها مدال گرفتم و پس از آن وقتی دانشگاه تربیت بدنی قبول شدم، به عنوان دانشجو در مسابقات بین المللی دوومیدانی که در تهران برگزار می شد از من هم دعوت کردند. آن زمان دوندگان خارجی از رومانی، شوروی، پاکستان و ... را شکست دادم و قهرمان شدم."

"ورزش کردن به طور ذاتی در خانواده ما بود، به همین دلیل وقتی مناسبت خاصی وجود داشت در بروجرد، اهل فامیل دور هم جمع می شدند و مسابقه های مختلف مثل دویدن را برگزار می کردند که همیشه هم برادرم برنده می شد. بعد از او من جایگزین برادرم شدم و همیشه برنده بودم. دوست و آشنا همیشه از پدرم تعریف می کردند و وقتی شجاعتش را توصیف می کردند می گفتند که او کرکس شکار می کرد. ما هم وظیفه خود می دانستیم که همیشه مثل او باشیم و از هر میدانی پیروز بیرون بیاییم. "

* از سال 51 فوتبال بر تمام ورزش ها سایه انداخت

"سال های دور کسی فوتبال را نمی شناخت و واقعیت این است که از وقتی فوتبال جان گرفت همه ورزش ها را کنار زد. در آن زمان دوومیدانی بسیار خوب بود . حتی در آن زمان برای مسابقات دوومیدانی بلیط فروشی می کردند و مردم هم علاقه داشتند که این رشته را نگاه کنند اما همه چیز حالا سمت فوتبال رفته است. آن زمان به رشته های پایه بیشتر توجه می شد و رشته ای همچون ژیمناستیک مورد توجه بود اما متاسفانه وقتی فوتبال آمد دیگر نشریات و رسانه ها به رشته های غیر فوتبالی توجه نکردند و تنها عکس و خبری از ما کار می شد که رکوردی را ثبت می کردیم و دیگر سراغ ما نمی آمدند. البته فوتبالیست های آن زمان هم زحمت می کشیدند و ورزشکاران خوبی بودند اما مردم هم فوتبالی شدند. می توانم بگویم که از سال 1351 بود که فوتبال بر روی تمام ورزش ها سایه انداخت."

 

هوشنگ ارشدی در کنار همسرش

* بازیهای آسیایی تهران، بهترین خاطره ورزشی‌ام است

"بهترین رویداد ورزشی ام بازی های آسیایی در تهران بود که آن زمان می خواستم در ماده 200 متر شرکت کنم اما چون در ماده 4 در 400 امید مدال داشتیم، گفتند که اگر در این ماده مدال بگیریم در اصل چهار مدال به دست آورده‌ایم اما در 200 متر تنها یک مدال داریم. به همین دلیل قرار شد به جای دوی سرعت در تیم 4در 400 مسابقه دهم."

" اما فکر می‌کنم که اگر در 200 متر مسابقه داده بودم حداقل مدال برنز را می گرفتم چون در دور مقدماتی از نفرات سوم و چهارم جلوتر بودم اما در فینال این ماده شرکت نکردم و در ماده 4 در 400 متر من با پنجاه، شصت متر اختلاف با چوب اول از خط پایان گذشتم که در نهایت ایران سوم شد. پیش از مسابقات هم حتی در رسانه ها نوشته بودند که شاید ارشدی تنها کسی باشد بتواند مدال دوی سرعت برای ایران کسب کند. در این سال ها هم هنوز کسی نتوانسته در دوهای سرعت مدال بگیرد."

"یک ورزشکار وقتی می رود روی سکو و همه برایش دست می زنند نباید تنها به این تشویق ها توجه کند بلکه باید بداند که پشت این تشویق ها گریه است و باید به جز ورزش مسیر رو به رشد زندگی خود را هم ادامه دهد. من از همان زمان که دانشجو بودم همیشه شاگرد اول بودم و پس از آن هم به دنبال کار رفتم و تلاش کردم و خدا هم کمکم کرد. از مسیری که آمده ام راضی هستم."

* به ما پیشنهاد دوپینگ می شد اما اهلش نبودم

"به نظر من ورزشکار یک عمر ورزشی دارد اما یک زندگی شخصی هم دارد که نمی تواند از او جدا شود و ورزشکار باید به فکر زندگی دوم خود هم باشد .اگر یک ورزشکار در زندگی اول خود موفق باشد اما اگر در زندگی دوم نتواند آنطور که باید سربلند باشد، این موضوع به یک سرطان روحی برایش تبدیل می شود مثلا در گذشته به ما پیشنهاد دوپینگ می شد در آن زمان دوپینگ کردن آزاد هم بود اما من اهلش نبودم .من دانشجوی تربیت بدنی بودم و می خواستم در کارم موفق باشم و خوشبختانه این اتفاق هم افتاد. حتی از زندگی دوم خود از زندگی اولم راضی تر هستم و حالا هم برای فرزندانم موقعیتی را مهیا کرده ام و به این جامعه دو پزشک تحویل می دهم."

* چرا کلانی کنار است اما پروین کنار نمی‌رود!

"برخی از ورزشکاران با این دغدغه که اگر ورزش را کنار بگذارند دیگر مطرح نخواهند بود، ورزش را رها نمی کنند. حق جوانان را می خورند و در پست های مختلف قرار می گیرند و جایی برای جوانان نمی گذارند. آن ها فکر می کنند که اگر از ورزش بروند دیگر مرده اند. مثلا در فوتبال افرادی مانند آقای پروین کنار نمی روند که جوان ترهایی مانند دایی، محمدخانی و درخشان سر کار بیایند و خودی نشان دهند. اما چرا مهندس کلانی نمی آید او هم که پرسپولیس بوده است چون او مهندس شده و زندگی دوم خود را دارد. من در برهه ای از زندگی ام اعتقادم این بود که به تحصیلم ادامه دهم و دیگر مدال آوری برایم مهم نبود. مهم افتخار آفرینی است حالا با به دست آوردن یک مدال یا صد مدال. من سعی کردم که پس از مدال هایم به زندگی دوم خود برسم."

 

هوشنگ ارشدی

 

* ورزشکار باید سه اصل را رعایت کند

" در جامعه دو اصل، حرف اول را برای یک ورزشکار می زند البته می توان این تقسیم بندی را در سه بخش هم در نظر گرفت. اولین بخش جایگاه اجتماعی است و این که ورزشکار از لحاظ تحصیلی بالاترین جایگاه را به دست آورد. بخش دوم از لحاظ اخلاقی است. یک ورزشکار باید الگو باشد و سومین اصل مربوط به این که است که طرف سیگار، قلیان، مواد مخدر و... نرود. زمانی که ما ورزش می کردیم بستر این چیزها بیشتر مهیا بود اما ورزشکاران طرف این چیزها نمی رفتند."

" نمی توانیم بگوییم که کشورهایی قدرتمند در ورزش، به دلیل نوع تمریناتشان قوی هستند چون همه تمریناتشان شبیه هم است اما ورزشکاری که از نظر روحی و روانی شرایط بهتری داشته باشد، تعیین کننده قهرمانی است و دیگر قدرت بدنی عامل تعیین کننده ای برای قهرمانی نیست. در حال حاضر وضعیت تمرینی خوب است. ما در آن سال ها حتی سالن سرپوشیده نداشتیم. آن زمان وقتی در زمستان تمرین می کردیم و با استان های دیگر که شرایط آب و هوایی مناسب تری داشتند مسابقه می دادیم، شکست می خوردیم. اما از زمانی که سالن های دوومیدانی ساخته شد دیگر دوومیدانی را کنار نمی گذاشتیم؛ در صورتی که پیش از آن تا بهمن تمرین می کردیم و پس از آن دیگر تمریناتمان تعطیل می شد و بعد از 8 ماه دوباره مسابقه می دادیم که آسیب زیادی به ما وارد می شد."

* گذاشتن تمام زندگی برای ورزش، کار درستی نیست

"درست است که خانواده من ورزشی بود و فرزندانم هم ورزش می کنند اما معتقدم آن ها باید روال عادی زندگی خودشان را بگذرانند و درس بخوانند، بعد از آن می توانند ورزش کنند. اما این که تمام عمر خود را برای ورزش بگذارد کار درستی نیست چون اگر آسیبی ببیند هم آینده ورزشی اش را از دست می رود و هم زندگی اش."

"وقتی دوره قهرمانی ام به پایان رسید؛ حمایتی از من نشد. می خواهم تلخ ترین اتفاقی که برایم رخ داد را برایتان تعریف کنم. زمانی که درسم تمام شد و قهرمان آسیا هم شده بودم مادرم فوت کرد و زمینی به من ارث رسید و ازدواج کردم. زمانی که می خواستم این زمین را بسازم تیرآهن نبود و وقتی سر زمین رفتم من را برای تیرآهن می خواستند کتک بزنند. من که یک ورزشکار ملی و استاد دانشگاه بودم برای تیراهنی که برای ساخت و ساز بود مجوز ساخت داشتم. هیچ حمایتی نه در دوران قهرمانی و نه پس از آن از من نشد. حتی خاطرم هست وقتی سرباز بودم و دوست داشتم به تیم ملی بروم ،نگذاشتند."

"هیچ گاه فکر نمی کردم که دوومیدانی کار شوم . باید به جوانان بگویم وقتی وارد کاری شدند نباید سرخورده شوند چون مسیر زندگی گاهی ما را به سمتی می برد که هیچگاه فکرش را نمی کردیم و آن زمان می بینیم که در اوج هستیم. باید همیشه رو به جلو حرکت کرد و امیدوار بود. من اوایل فوتبالیست بودم. البته به کشتی هم علاقه زیادی داشتم و کشتی گیر خوبی هم بودم اما در نهایت دوومیدانی کار شدم و حالا بیشتر سرگرمی ام تماشای فوتبال است."

* اوج ورزش ایران، مدال نقره احسان حدادی بود

مدالهای هوشنگ ارشدی

 

"دوومیدانی ایران در این سال ها پیشرفت کرده است اما کشورهای دیگر امکانات دارند و ما نداریم.احسان حدادی افتخار بسیار بزرگی است. به نظر من او بهترین ورزشکار از لحاظ مقامی در تاریخ ورزشی ایران است و در المپیک بد آورد که نتوانست اول شود. او پرتاب های بسیار خوبی داشت. اوج ورزش ایران مدال نقره احسان حدادی بود. وقتی در دوومیدانی مدال بیاورید یعنی در تمام رشته ها مدال آورده اید و این خودخواهی نیست بلکه دوومیدانی مادر تمام ورزش هاست. مدال نقره حدادی در المپیک بزرگترین افتخار و مدال ایران از بدو تاریخ ورزش ایران بوده است. حتی از طلاهای کشتی هم با ارزش تر است. البته کشتی گیران ناراحت نشوند اما طلای حدادی با کشتی هم بسیار تفاوت دارد."

 

* بهترین خاطره ورزشی ام بازی های آسیایی بود اما هیچ چیز به ما ندادند

 

"بهترین خاطره ورزشی ام بازی های آسیایی بود. آن زمان آروزهای زیادی داشتیم و به ما وعده پول و پاداش داده بودند اما هیچ چیز به ما ندادند حتی ساعت هایی که هدیه داده بودند را بردند. رسیدگی به ورزشکاران پس از انقلاب نسبت به دوران شاه بهتر شده است. در این دوره به بعضی ها بسیار خوب رسیدند اما برای ما کاری انجام نشد. تنها مردم ما را دوست داشتند و روزنامه ها هم گاهی استقبال می کردند و گاهی عکسمان را روی جلد می زدند."

* کسی حاضر نبود در خط 7 بدود اما من دویدم و قهرمان شدم

" اما خاطره تلخم مربوط به حق کشی بود که در مسابقات قهرمانی کشور نسبت به من انجام دادند. آن زمان من را در خط هفتم گذاشتند. آن زمان تازه به تهران آمده بودم و هنوز شناخته شده نبودم. در آن مسابقه بدترین خط مسابقه، خط هفتم بود حتی کسی حاضر نمی شد در خط هفتم تمرین کند چه برسد به مسابقه. زمان مسابقه مردم کنار زمین سرشان را جلو می آوردند و وارد خط هفت می شدند به همین دلیل دویدن در این خط بسیار سخت بود اما با این شرایط باز هم قهرمان شدم."

* آگاهی نداشتن مردم به خاطر کار غلط رسانه ها است

"مردم ما ورزش دوست هستند اما شناخت اصولی از ورزش ندارند. در حالی که وقتی ورزشی را دوست داردید باید آن را یاد گرفت و با آن آشنا شد. دوومیدانی از جمله رشته هایی است که با فرهنگ و دانش جامعه در آمیخته است و متاسفانه تماشاگر دوومیدانی چیزی از این رشته نمی داند که آگاهی نداشتن مردم به کار غلط رسانه ها باز می گردد. من از رسانه ها به شدت گله مندم چون رسانه ها هیچ گاه نمی آیند به رشته های پایه بپردازند و از اهمیت آن ها برای مردم بگویند اما ما یک برنامه 90 داریم که برای فوتبال است. چرا نباید چنین برنامه هایی برای رشته هایی مانند ژیمناستیک و دوومیدانی و شنا ساخته شود؟"

*با انتظامی، غیاثی و اعتماد مقدم رابطه خوبی داشتم

"زمانی که تیم ملی بودم با مرحوم انتظامی که در 400 متر می دوید و در بازی های آسیایی نقره گرفت صمیمی بودم و وقتی از شهرستان می آمدیم به خانه او می رفتیم. مرحوم انتظامی بسیار مهمان نواز بود. با آقای غیاثی هم رابطه خوبی داشتم که این ارتباط حالا هم ادامه دارد. پس از آن با آقای اعتماد مقدم همکار شدیم و چند سالی که در دهکده المپیک به ما خانه سازمانی داده بودند با هم همسایه بودیم و در دانشگاه هم با هم استخدام شدیم."

 

عکسهای قدیمی از هوشنگ ارشدی

*خاطره‌ی مجسمه‌ی فیل و هواپیماربایی!

"بگذارید خاطره ای را از این دوستی ها در دوران ملی پوش بودنم تعریف کنم. بعد از مسابقات قهرمانی آسیا در سئول در زمان بازگشت قرار بود که دو روز در تایلند باشیم و ما دو روز در یک هتل بسیار زیبا مستقر شدیم که در لابی هتل مجسمه یک فیل بود و همه با آن عکس می گرفتند. زمانی که می خواستیم برگردیم "داراب سالمی" دست انداخت گردن فیل و گفت "ای فیل عزیز دوباره من را بطلب که بیایم اینجا" و پس از آن ما به فرودگاه رفتیم اما گفتند هواپیما ربایی شده و ما را دوباره به هتل بازگرداندند. این اتفاق آنقدر جالب بود که همه اعضای تیم به گردن مجسمه فیل آویزان شده و از او تشکر می کردند. ما برگشتیم و حدود یک ماه هم در هتل ماندگار شدیم اما این اتفاق باعث شد که مسوولان هتل مجسمه را یک مجسمه مقدس بدانند و می گفتند شما این فیل را مقدس کردید. مسوولان هتل بیشتر از مسافران دیگر به ما توجه می کردند!"

* افق روشنی برای ورزش ایران نمی بینم

"اما حرف آخر این که من افق روشنی برای ورزش ایران نمی بینم چون ورزش امکانات می خواهد و باید این امکانات در اختیار ورزشکاران باشد و برای آوردن امکانات نیاز به پول است که ورزش ایران با این مشکل روبروست.

Page Generated in 0/0043 sec