کد خبر: 22740
روزنامه شنبه 27 دی ۱۳۹۹
عناوین امروز: توضیحات مدیر مسئول ایران سپید در مورد وضعیت مرکز نابینایان رودکی و چگونگی پرداخت شهریه دانشجویان معلول تحت پوشش بهزیستی - ماجرای جنجالی فروش خطوط تلفن انجمن دانشجویان و دانش آموختگان نابینای ایران - خیاطی: اندازه گیری بالاتنه و دامن/ کودکیاری: کنترل رشد نوزاد - درشتنمای پوشیدنی: آشنایی با عینک پاتریوت - جدول کلاسیک

روزنامه «ایران سپید»

شنبه 27 دی ۱۳۹۹

2 جمادی الثانی ۱۴۴۲

16 ژانویه 2021

سال بیست و پنجم شماره 6614

خبرگزاری جمهوری اسلامی       مدیر مسئول: سهیل معینی

سامانه پیامکی: 3000465040

نشانی پستی: تهران- ص.پ. 158755388

تلفن: 84711371

شماره انتشارات: 5-88548892

وب سایت: www.iransepid.ir

پست الکترونیک: iransepid@icpi.ir

شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تسلیت باد

........عناوین این شماره......

توضیحات مدیر مسئول ایران سپید در مورد وضعیت مرکز نابینایان رودکی و چگونگی پرداخت شهریه دانشجویان معلول تحت پوشش بهزیستی

ماجرای جنجالی فروش خطوط تلفن انجمن دانشجویان و دانش آموختگان نابینای ایران

خیاطی: اندازه گیری بالاتنه و دامن/ کودکیاری: کنترل رشد نوزاد

درشتنمای پوشیدنی: آشنایی با عینک پاتریوت

جدول کلاسیک

............سخن هفته

* توضیحات مدیر مسئول ایران سپید در مورد وضعیت مرکز نابینایان رودکی و چگونگی پرداخت شهریه دانشجویان معلول تحت پوشش بهزیستی: سخن هفته این بار را به شکل غیر معمول به پاسخگویی و توضیح در دو مورد اختصاص می دهم که تماس های زیادی از جانب شما دوستان بوده است و پیگیر بوده اید. مورد اول بحث تعیین تکلیف و تعیین وضعیت آینده مرکز فرهنگی رودکی است که در این خصوص اقداماتی صورت گرفت. تماس ها و نامه نگاری هایی صورت گرفت بر اساس آخرین اعلام از سوی کتابخانه ملی در اواخر همین هفته یعنی روز چهارشنبه بحثی که مطرح شد؛ نهایتاً تصمیم گیری در جهت انتقال منابع رودکی است و نه کل انتقال امکانات رودکی و در این مورد هم هنوز اعلام کرده اند که در حال بررسی است. اما ضمن اینکه این بحث یک گام به جلو است در تعیین و تکلیف شرایط مرکز رودکی اما درباره انتقال منابع آن هم به مسئولان کتابخانه ملی گوشزد شد که ضمن اینکه داشتن منابع گویا و بریل رودکی در کتابخانه ملی دقیقاً منطبق با اساسنامه کتابخانه است و درست هم است که مثل سایر منابع مکتوب در کشور نسخه ای از این منابع در کتابخانه ملی وجود داشته باشد اما گوشزد شد که بخش قابل توجهی از منابع بریل رودکی تک نسخه ای یا نهایتاً دو نسخه ای است در نتیجه اگر قرار باشد نسخه ای از این آرشیو در اختیار کتابخانه ملی قرار بگیرد قاعدتاً این امر نباید به معنی تهی شدن مخزن مرکز رودکی باشد زیرا این امر موجب می شود که رودکی نتواند منابع خودش را توزیع عمومی کند و نابینایان همچنان بتوانند از این منابع استفاده کنند. دلیلش هم این است که وظیفه کتابخانه ملی توزیع عمومی منابع نیست و عموماً این کتابخانه فقط خدمات خاصی به پژوهشگران ارائه می دهد و همینطور با توجه به شرایط غیر مناسب سازی محیط کتابخانه ملی و مسیرهای دسترسی هم ارجح بر آن است که همچنان نابینایانی که می خواهند به شکل حضوری از منابع استفاده کنند حالا در ایام بعد از کرونا امکان این را داشته باشند که از یک کتابخانه عمومی که خود رودکی باشد استفاده کنند تا الزاماً کتابخانه ملی. به هر حال این بحث در حال بررسی است دوستان تأکید کرده اند در کتابخانه ملی که فعلاً هیچ تصمیم مشخصی در این خصوص گرفته نشده و این قول را داده اند که اگر حتی بحث انتقال منابع به کتابخانه ملی باشد این بحث با رعایت منافع جامعه نابینایان صورت بگیرد که ما پیگیر این قضیه هستیم این در مورد موضوع اول که اطلاع رسانی انجام بگیرد و در مورد موضوع دوم بحث شهریه های دانشجویان است. متأسفانه در تفسیری که در آیین نامه ماده 9 به عمل آمده و آن تفسیر صفت نیازمند برای دانشجوها است مبنا آزمون وسع قرار گرفته در سامانه وزارت تعاون به این معنا که افراد سنجش می شوند از نظر مالی و دانشجویانی می توانند از شهریه استفاده کنند که در هفت دهک پایینی جامعه باشند حتی اگر قرار باشد این معیار پذیرفته شود که بالاخره یک معبار قابل قبولی است. مصادیق این بحث خودش مسئله برانگیز است به این معنا که گزارش هایی ما داریم که دانشجویانی که کارمند بوده اند و یک درآمد نسبی داشته اند محروم شده اند. این امر آیا به این معناست که دانشجویی که کارمند است و یک درآمد نسبی دارد جزء سه دهک بالای اقشار جامعه محسوب می شود این معیار اصلاً قابل پذیرش نیست و ما در حال رایزنی و گفتگو و پیگیری هستیم با دوستان سازمان بهزیستی و وزارت تعاون که این شبهات را روشن کنیم. به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست که حتی یک فرد کارمندی که شاغل است و ماهی مثلاً چهار و پنج میلیون از یک شغلی درآمدی دارد به صرف این درآمد جزء سه دهک بالای جامعه محسوب شود و هزینه های بالای مترتب بر زندگی، اجاره خانه، هزینه های خورد و خوراک، رفت و آمد، بهداشت و سایر هزینه های عمومی به کنار هزینه های سنگین مترتب بر معلولیت آن دیده نشود و صرف داشتن چهار و پنج میلیون تومان جزء سه دهک بالای جامعه تلقی شود. این معیار اصلاً قابل پذیرش نیست و قطعاً ما این بحث را پیگیری می کنیم دوستانی مرتب تماس می گیرند و پیگیر هستند قول میدهیم که این بحث را با جدیت پیگیری خواهیم کرد و تعارفی وجود نخواهد داشت حتی کارمند یا کسی که حالا از یک منبعی درآمد نسبی چند میلیون تومانی در ماه دارد به معنی برخوردار بودن در جامعه نیست و این امر توجیهی برای قطع شهریه آن که اساساً یک بحث توانمند سازی محسوب می شود و اتفاقاً بسیاری از افراد شاغل امروز معلول در جامعه که به بهانه همین درآمد داشتن محروم از شهریه شدن به دلیل برخورداری از همین شهریه هاست که توانسته اند شغل بدست بیاورند و تحصیلاتی داشته باشند که منجر به شغل شود در نتیجه این امر نقض غرض است و قطعاً این بحث را پیگیری خواهیم کرد از تمام تشکل ها هم می خواهیم که پیگیری کنند از مسئولان مربوطه تا انشاا... این بحث به سرانجام برسد.

............گزارش ویژه

* ماجرای جنجالی فروش خطوط تلفن انجمن دانشجویان و دانش آموختگان نابینای ایران

انجمنهای بسیاری با اهداف بزرگ شکل می گیرند اما بعد از مدتی و دست به دست شدن میان مدیران مختلف از اهداف اولیه و اصلی شان دور میشوند. داستان تکراری که برای بسیاری از انجمنها در کشور روی می دهد. این انجمنها بعد از مدتی از چرخه خدمات دهی به جامعه هدفشان خارج شده و در نهایت به انحلال کشیده می شوند. به همین منظور به سراغ انجمن علمی فرهنگی دانشجویان و دانش آموختگان نابینای ایران رفتیم انجمنی که با توجه به نامش متعلق به افراد تحصیل کرده و فرهیخته است اما چرا این انجمن حدود یک سال و نیم است که فعالیت نکرده و خدمات خاصی به جامعه هدفش نمی دهد.

برای پاسخگویی به این سؤال به سراغ مدیران این انجمن رفتیم تا علت برخی حواشی پیش آمده برای این انجمن مردم نهاد را جویا شویم.

شهاب الماسی یکی از مدیران سابق انجمن در گفتگو با ایران سپید با اشاره به فعالیت هایی که این انجمن در گذشته داشت، می گوید: « انجمن علمی فرهنگی از سال 1381 به واسطه خلأ وجود انجمن علمی برای دانشجویان و دانش آموختگان که بعد از اتمام دانشگاه و فارغ التحصیلی مورد آموزش و حمایت قرار بگیرند، توسط توسط هیئت موسسان پایه ریزی شد.  در سالهای مختلف حرکت های خوبی انجام شد و خانم اصغری، دکتر لطیفی، مرحوم استاد محمدرضا لکا فعالیت های خوبی در این انجمن انجام دادند و همایشهای مختلفی را برگزار کردند. بنده بعد از مدیریت خانم اصغری از سال 1389 تا مهر ماه 1396 مدیرعاملی انجمن دانشجویان را بر عهده داشتم. »

وی ادامه میدهد: «برای رفاه حال نابینایان در کنکور برنامه ها و ایده های مختلفی را طراحی کردیم و با سازمان سنجش مذاکراتی را در این زمینه انجام دادیم. در نظر داشتیم برای کنکور و دانشجویان علاوه بر منشی و سؤال های بریل، سؤال ها را به صورت صوتی در اختیار شرکت کنندگان نابینا قرار دهیم. به نتایج خوبی هم دست پیدا کردیم اما در لحظه های آخر با اشتباهات معاونت وقت سازمان سنجش این طرح شکست خورد. شکست این طرح به این دلیل بود که مسئولان سازمان سنجش در آن زمان با افرادی همچون آقایان عبدی پور و شعبان که مسئول بریل کردن سؤالها بودند جلسه آزمایشی امتحان کنکور را برگذار کردند بدون آنکه ما و انجمن علمی فرهنگی دانشجویان ایران در جریان این آزمایش قرار بگیریم.»

الماسی با توجه به خرید ملک انجمن می گوید: «بیشتر وقت و انرژی ما درآن زمان صرف ملک انجمن که شهرداری در اختیار ما قرار داده بود شد. از آنجایی که کارمند شهرداری بودم و با ارتباطاتی که با شهرداری داشتم تلاش کردیم ملک انجمن را نگه داریم. و مقرر شد شهرداری با انجمن قرارداد بهره برداری ببندند و تا زمانی که این انجمن سرپاست و فعالیت میکند ملک در اختیار انجمن باشد. در حال پیگیری مراحل قانونی این قرارداد بودیم که متأسفانه مصادف شد با بیماری استاد لکا که رئیس هیئت مدیره انجمن بودند و به واسطه آن خروج من و مرحوم لکا از انجمن و واگذاری سمت هایمان به آقایان سوارکار و عباسی سپرده شد.»

وی با اشاره ورود نامحسوس شهرداری در ملک انجمن بیان می کند: «متأسفانه سیاستی را که ما تا آن زمان حفظ کرده بودیم و شهرداری و عوامل آن را به مکان انجمن راه نمی دادیم به اصطلاح شهرداری از ما اتاقی میخواست تا همزمان با انجمن در آن مکان فعالیت کند. بعد از واگذاری سمت ها به دوستان این سیاست حذف شد و مدیران جدید ملک را با شهرداری شریک شدند و بعد از آن از سوی شهرداری از آن ملک که در سال 83 یا 84 در اختیار انجمن قرار داده شد رانده شدند و با حکم قانونی دادگاه مجبور به تخلیه محل شدند.»

الماسی با اشاره به آگهی فروش خطوط تلفن انجمن علمی فرهنگی دانشجویان ایران در سایت های فروش می گوید: «چند وقت پیش بود که یکی از دوستان با بنده تماس گرفت و پرسید آیا شما خطوط تلفن انجمن را به فروش گذاشته اید که گفتم بی اطلاع هستم اما پرس و جو می کنم. پیگیر ماجرا که شدم دریافتم یکی از مدیران انجمن خطوط تلفن را به فروش گذاشته و مدیرت فعلی هم در جریان موضوع نبودند و قرار شد پیگیر شوند تا اموال انجمن از سوی افراد به حراج گذشته نشود. »

وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه بعد از بسته شدن در انجمن و عدم فعالیت تکلیف وسایل انجمن چیست؟ می گوید: « در زمان خروج ما از انجمن حدود 10 میلیون پول نقد در حساب انجمن قرار داشت، در انجمن وسایلی همچون چاپگر بریل، برجسته نگار، پرینتر بینایی، دستگاه فکس، سه دستگاه کامپیوتر، یک دستگاه سانترال، حدود 500 پرونده از اعضای انجمن، فایل های صوتی، هارد یک ترابایت که کتاب های بسیار خوبی در آن ذخیره شده بود. سه فایل چهار کشو، تعدادی میز و صندلی و .... یک ماشین پرکینز و ارگ هم داشتیم زمانی که خانم اصغری مدیریت را تحویل بنده دادند بر اساس احکامی که خودشان درست کرده بودند، ارگ را غیر قانونی بردند و برای دستگاه پرکینز مدعی حقوقی شدند که از انجمن طلب دارند و با مأمور این دستگاه را از انجمن خارج کردند تا در آینده دادگاهی تشکیل شود و به موضوع رسیدگی کند که در آن زمان تصمیم هیئت مدیره وقت بر آن شد که پیگیر ماجرا نشویم چرا که باید هزینه و وقت بسیاری را صرف این موضوع کنیم.»

مدیرعامل سابق انجمن دانشجویان ایران در خصوص تغییر قانون دریافت حقوق در انجمن می افزاید: «تا زمان خانم اصغری بنا را بر دریافت حقوق گذاشته بودند که بعد از ورود ما به سمت مدیرت این قانون به واسطه مردم نهاد بودن انجمن برداشته شد و افرادی که در انجمن فعالیت می کردند نمیتوانستند درخواست حقوق کنند یا ادعایی داشته باشند. حتی در آن زمان افرادی که در انجمن به نام انجمن پولی را از خیرین دریافت می کردند درصد خودشان را برمی داشتند اما بعد از ورود ما این قوانین تغییر کرد.»

وی ادامه میدهد: «در اواخر مدیریتم تصمیمی اتخاذ شد که از هیئت امنا مبلغی به صورت امانی دریافت شود و در حساب انجمن قرار گیرد و بعد از خروج افراد از سمت هایشان پول ها را به آنها عودت داده شود. اما متأسفانه پولی به افراد عودت داده نشد و در حساب  انجمن ذخیره شد. اما اکنون نمی دادنم در حساب انجمن پولی باقی مانده یا نه چرا که مدیران فعلی بعد از تعطیلی انجمن حتی آبنمان تلفن های انجمن را هم پرداخت نکردند و اکنون هم که تلفن ها از طرف فردی به فروش گذشته شده است.»

الماسی در خصوص فروش خطوطی که به اسم انجمن است می گوید: «تا انجایی که من میدانم خطوط به اسم انجمن است و کسی نمیتواند آن را به فروش بگذارد اما حتی اگر به اسم فرد هم باشد باز هم جزو اموال انجمن است و احتمال آن فرد در آن زمان مسئول خرید خطوط شده است اما با بودجه، پول و اعتبار انجمن خطوط رند از طریق مخابرات به آن فرد داده شده است.»

 برای پیگیری ماجرای فروش خطوط تلفن انجمن به سراغ مدیر فعلی آن رفتیم و با حمید سوارکار به گفتگو پرداختیم. وی در این خصوص مشکلات پیش آمده می گوید: «ملک انجمن متعلق به شهرداری بود و دوستان سال 88 نامه ای به شهرداری دادند که علاوه بر اینکه ملک در اختیار انجمن باشد. شهرداری منطقه 4 بخشی از هزینه های جاری انجمن را هم پرداخت نماید. شهرداری هیچ هزینه ای را از همان سال و سالهای بعد آن به انجمن پرداخت نکرد که هیچ، حتی گفت ملک را هم نیاز دارد. سال 94 بحثی شروع شد که شهرداری عنوان کرد که ملک را دهید و وسایل تان را تخلیه کنید در واقع شهرداری را تحریک کردند تا ملک را پس بگیرد.  سال 98 هم شهرداری ساختمان را گرفت و قول داد که مکان دیگری را در اختیار انجمن قرار دهد. ساختمان ما را به سرای محله دادند و آنها نیز مهدکودکی را راه اندازی کردند اما پروژه آنها نیز شکست خورد. ما هم به دنبال آن هستیم که ساختمان را پس بگیریم. به همین منظور رایزنی هایی را با شهرداری و شورای شهر آغاز کردیم اما با وجود کرونا و شرایط کشور پیگیری ها محدود و سخت شده است. ما ساختمان را مشروط به وجود وسایلمان در همان مکان تخلیه کردیم. »

سوارکار در پاسخ به آگاهی فروش خطوط تلفن های انجمن می گوید: « بعد از شنیدن این موضوع با همان فرد تماس گرفتم و جویای ماجرا شدم و گفتم این خطوط به نام شما نیست چطور میخواهیم آن را بفروشید که آن فرد گفت نه خطوط به اسم بنده است و میخواهم بفروشم. گفتم فلانی! در قبوضی که مخابرات به برای ما صادر می کرد خطوط به نام انجمن علمی فرهنگی دانشجویان بود چطور خطوطی که به نام دیگری است را آگهی کردید. وی آدرس مخابراتی را که خطوط از آن خریداری شده بود را داد که بروید و ببیند خطوط به نام من است. طبق استعلامی که از مخابرات منطقه داشتم اعلام کردند خطوط به نام انجمن صادر شده است. حال اگر من بتوانم خانه ای را که به نام شما است بفروشم احتمالاً خیلی قدرت دارم. نمی دانم این فرد با چه استدلالی خطوط را برای فروش گذاشته است مگر میوشد مال غیر را به فروش گذاشت.»

برای بررسی بیشتر این ماجرا و اینکه چه شخصی خطوط این انجمن را به فروش گذاشته به مریم صغری یکی از مدیران انجمن رسیدیم و علت این کار را از او جویا شدیم.

وی در پاسخ به ایران سپید می گوید: « از سال گذشته تا کنون به طور مکرر با آقای سوارکار که مدیریت انجمن را بر عهده دارند تماس گرفتم و پیامک خطوط انجمن برای من ارسال میشود و مدام پیامک اخطار دریافت می کنم چرا قبوض تلفن انجمن را پرداخت نمی کنید. بنده خطوط هوشمندی دارم که متعلق به کسب و کارم است که اگر به واسطه پرداخت نشدن قبض تلفن انجمن خطوط من را هم قطع کنند بنده متضرر خواهم شد. از آقای سوارکار درخواست کردم که نسبت به پرداخت قبض تلفن انجمن اقدام کنند که متأسفانه هیچ اقدامی از سوی او صورت نگرفت. هنگامی که هیچ عکس العملی از سوی این مدیر انجمن ندیدم گفتم پس قبوض را پرداخت می کنم و خطوط را برای فروش میگذارم که در پاسخم گفتند باشد پرداخت کن و خطوط را بفروش ما که خط لازم نداریم انجمن تعطیل شده است. حدود یک سال است که قبوض را پرداختم می کنم تا تهدیدی شامل خطوط تلفن کاری ام نشود و مجبور شدم بدهی پیشین تلفن انجمن را هم از جیب بپردازم. مهر ماه امسال آگهی فروش را روی سایت دیوار گذاشتم تا از شر پیامک های اخطار مخابرات خلاص شوم.»

وی ادامه می دهد: «هنگامی که آقای سوارکار با بنده در مورد فروش خطوط تماس گرفتند، گفتند تلفن ها به نام شما نیست که میخواهید بفروشید بنده هم عرض کردم  اگر به نام من نیست پس لطفاً به مخابرات شهید مفتح کوچه کوکب رفته و شماره خودتان را به عنوان پشتیبانی دهید تا پیامک ها برای من ارسال نشود و اگر هم خطوط به نام من است ترتیبی دهید تا خطوط را به نام شما یا انجمن بزنم البته مشروط به پرداختی هزینه ای که تاکنون برای قبوض تلفن پرداخت کردم به من بازگردانده شود و شماره بنده از حافظه مخابرات پاک شود. اکنون هم تکرار می کنم بروند و پیگیری کنند اگر خطوط به نام من نیست شماره پیامک را تغییر دهند و اگر به نام من است بدهی که تا کنون برای این خطوط پرداخت کردم را به بنده بازگردانند تا خطوط را به نام انجمن کنم. نمی خواهم به واسطه به نام بودند تلفن یک مجموعه کسب و کارم دچار اختلال شود. اگر بنده از سال گذشته تا کنون قبوض را پرداخت نمی کردم خطوط از طریق مخابرات تخلیه میشد و خطی باقی نمی ماند.»

..........خانه داری به سبک نابینایی

* خیاطی: اندازه گیری بالاتنه و دامن: در بحثهای خیاطی، به بحث آموزش رسم الگوی بالاتنه می رسیم. برای رسم الگوی بالاتنه الگوی بالاتنه کودکان بین 1 تا 12 سال را با هم کار می کنیم. همانطور که در پادکستهای ایران سپید گفته بودیم اندازه گیری را با مترهایی که خودمان مدرج کرده ایم انجام می دهیم. برای رسم خط روی الگو هم از رولت خیاطی استفاده می کنیم که خطها را به صورت برجسته روی کاغذ الگو نشان می دهد. برای شروع اندازه گیری یک نخ کلفت را دور کمر کسی که می خواهیم اندازه هایش را بگیریم می بندیم و با دو دست آن را می غلطانیم تا در گودی کمر قرار گیرد. اندازه هایی که لازم داریم عبارتست از: دور گردن که برای آن، متر را دور گردن حلقه می زنیم و اندازه یک یقه بسته را روی متر می بینیم. سرشانه را از گردن تا جایی که دست آویزان می شود یعنی خط حلقه آستین ،اندازه زده در ادامه دست را از آرنج تا کرده و غد آستین را برای اندازه دلخواه آستین کوتاه و آستین بلند تا مچ دست اندازه می زنیم. برای آستین به دو اندازه دیگر هم نیاز داریم که یکی دور بازو است که متر را دور بازو حلقه و به اندازه دو انگشت بسته زیر متر قرار داده، اندازه می زنیم و همین کار را برای اندازه دور مچ انجام می دهیم. در بالاتنه به اندازه قد بالاتنه نیاز داریم که برای آن از کنار گردن یعنی ابتدای سرشانه تا روی خط کمر اندازه می زنیم. کارور جلو اندازه دیگر است که برای آن در جلو و پشت فاصله بین دو حلقه آستین را از ناحیه زیر بغل اندازه می زنیم. در این اندازه کارور پشت بزرگتر است. بعد متر را دور سینه کودک حلقه می کنیم این اندازه را با دو انگشت بسته زیر متر اندازه می زنیم. اندازه دور کمر را هم همینطور می گیریم و سپس متر را دور برجسته ترین قسمت باسن حلقه زده با دو انگشت بسته زیر متر اندازه را یادداشت می کنیم قد باسن نیز از نوار بسته شده دور کمر تا قسمت برجسته باسن است. برای دوخت پیراهن  به اندازه ای هم برای قد دلخواه پیراهن نیاز داریم که آن را از خط کمر تا جای دلخواه اندازه می زنیم. برای دوخت دامن نیز به اندازه هایی نیاز داریم که علاوه بر دور کمر، دور باسن و قد باسن شامل اندازه جلو، پهلو و پشت از خط کمر تا زمین است. این اندازه ها برای تراز کردن دامن لازم می شوند یک اندازه هم از محل مناسب برای قد دامن تا زمین خواهد بود. بعد از گرفتن این اندازه ها کار رسم الگو را انجام خواهیم داد.

* کودکیاری: کنترل رشد نوزاد: یکی از مباحث مهم در مراقبت از کودک، کنترل رشد اوست. برای کنترل رشد نوزاد بعد از رفتن به مرکز یا خانه بهداشت و تکمیل پرونده سلامت با فواصل معینی باید مراجعه داشته باشیم تا کودک از لحاظ روند رشد مورد ارزیابی قرار بگیرد. کنترل وزن، قد و دور سر از شاخصهای مهم کنترل رشد نوزاد است که در ایران بیشتر نسبت وزن به سن مورد ارزیابی قرار می گیرد. در خانه های بهداشت چارتهای استانداردی وجود دارد که به عنوان کارت سلامت نوزاد استفاده می شوند که در آن نموداری بر اساس دو معیار وزن و سن نوزاد کشیده شده و حداقل و حداکثر رشد مورد قبول در آن رسم شده که فاصله این دو خط جاده سلامتی نامیده می شود و رشد کودک باید در میان این جاده قرار بگیرد. سِیر رشد نوزاد صعودی است هر چند گاه بر اثر بیماری ممکن است حتی افقی باشد اما در مجموع همیشه رو به بالا ادامه می یابد. اگر رشد کودک در زیر این جاده قرار گیرد ممکن است کودک دچار سوء تغذیه و کم وزنی باشد و در صورتیکه بالای این جاده قرار گیرد دچار اضافه وزن و چاقی است. برای اندازه گیری وزن نوزاد ازترازوی کفه ای استفاده می شود و نوزاد در حالت تقریبا برهنه با یک لباس زیر و بدون پوشک روی ترازو قرار می گیرد و وقتی آرام است وزن او کنترل می شود قد هم در حالت خوابیده روی میز و در کنار متر مدرج اندازه گیری می شود. بعدها که کودک بزرگتر شد قد و وزن در حالت ایستاده اندازه گیری می شود. در صورتیکه وزن نوزاد کم باشد از چارتهای دیگری مثل کنترل نسبت قد به وزن یا قد به سن هم کمک گرفته می شود یا حتی bmiنوزاد اندازه گیری می شود اندازه دور سر هم از نظر کنترل برخی از بیماریها اهمیت دارد. در صورت کم وزنی یا اضافه وزنی کودک به مادر مشاوره تغذیه ای داده می شود. کارت سلامت و واکسیناسیون از مدارک مهمی است که برای ثبت نام در مدرسه در بدو ورود خواسته می شود و سلامت کودک موردارزیابی قرار می گیرد.  

...........فناوری های امیدبخش

* درشتنمای پوشیدنی: آشنایی با عینک پاتریوت: درشتنما‌های الکترونیکی هنوز نتوانسته‌اند آنطور که باید در میان کاربران کم بینا جایی برای خود باز کنند. گرفت و گیر‌های این درشت‌نما‌ها آنقدر زیاد است که بیشتر کاربران ترجیحشان این است که از ابزار‌های دستی نظیر ذره‌بین یا اپلیکیشن‌های مبایلی برای درشت‌نمایی استفاده کنند. البته قیمت بالای این دستگاه‌ها هم مزید بر علت می‌شود که کسی جرأت نکند سمتشان برود. آنچه از درشتنما یا Video Magnifier در ذهن کاربران ثبت شده به دو دسته رو‌میزی و قابل حمل محدود می‌شود. حالا اما عرضه یک گجت پوشیدنی نظر برخی کاربران را به نفع خودش تغییر داده است.

«Patriot Viewpoint»، نام عینکی است که قرار شده جای درشت‌نما‌های قدیمی را برای کاربران کم بینا پر کند. این عینک با وزن تقریبی نیم کیلو و یک هدفون، طوری طراحی شده که دور چشم کاربر کم بینا را می‌؛یرد و دیگر نور بیرونی به چشم او نمی‌رسد. در طراحی پاتریوت از فناوری واقعیت مجازی بهره گرفته شده است؛ به این معنا که کاربر کم بینا دیگر هیچ تصویری از بیرون دریافت نمی‌کند و آنچه که به چشمش می‌رسد، تصویری است که در پردازش‌گر‌های عینک مطابق با کیفیت بینایی کاربر کم بینا تنظیم شده است. در طراحی پاتریوت از پردازنده‌ها و امکانات سامسونگ گلکسی S8 استفاده شده است. عینک دو دکمه برای تنظیم میزان درشتنمایی دارد که آن را بین یک تا بیست برابر تغییر می‌دهد و دو کلید هم برای بالا و پایین کردن حجم صدا در آن تعبیه شده است. وجود این دکمه‌ها به این دلیل است که پاتریوت به موتور تبدیل متن به گفتار هم مجهز شده و کاربران در موقع خواندن متن‌ها می‌توانند علاوه بر حروف بینایی، نسخه صوتی را هم همزمان در اختیار داشته باشند. با توجه به وجود OCR در عینک پاتریوت، موتور مبدل متن به صوت می‌تواند هر نوع متنی را برای کاربر بخواند. یکی از ویژگی‌های جالب توجه در عینک پاتریوت این است که دیگر بر خلاف نمونه‌های قدیمی‌ترِ درشتنما‌ها، کاربر مجبور نیست در یک نقطه استقرار داشته باشد. البته در دفترچه راهنمای عینک بر این نکته تأکید شده که عینک را نمی‌توان در حال حرکت استفاده کرد و حتی به این مسأله هم اشاره شده که قرار نیست کم بینا‌ها با این عینک اجازه رانندگی داشته باشند. اما به هر حال پاتریوت به کاربرانش امکان می‌دهد همانطور که بر روی کاناپه لم داده یا در تخت خواب دراز کشیده‌اند، کتاب و مجله و روزنامه بخوانند. این در حالی است که در درشتنما‌های قبلی حتماً باید در مقابل یک صفحه نمایش می‌نشست. کاربر پاتریوت کافی است به محض نیاز به خواندن متن، یک عکس از صفحه بگیرد تا عینک آن را به ابعاد متناسب تبدیل کند و به کاربر نشان دهد. تغییر رنگ تصاویر به فراخور بینایی فرد کم بینا هم از دیگر امکانات این عینک است. آنچه گفته شد تنها گوشه‌ای از امکانات این عینک کاربردی است. عینکی که امروز با قیمت سه هزار دلار در بازار‌های دنیا به فروش می‌رسد و داشتنش احتمالاً فعلاً برای بسیاری از کم بینا‌های ایرانی در حد یک رؤیا باقی بماند.

.............کشکول

* جدول کلاسیک: برای پیدا کردن رمز 18 حرفی ما باید به 18 سؤال پاسخ دهید و حروف اول پاسخها را پشت هم بچینید تا رمز جدول، که جمله ای از اسکار وایله بدست آید. سؤالات: 1. خیمه بزرگ (پنج) 2. دیوار کوتاه(سه) 3. ایتالیای قدیم (سه) 4. مجاز از هیچ و پوچ (سه) 5. دزد (دو) 6. سال ترکی (سه) 7. تباه و هلاک (چهار) 8. درک (سه) 9. وقت (پنج) 10.شهر فولاد اصفهان (پنج) 11. علم مطالعه زمین (نه) 12. بهانه جویی (دو) 13. خوشحالی و شادی (سه) 14. مهمان خانه بزرگ (هشت) 15. زردی (پنج) 16.هر یک از بخش های جاگانه (چهار) 17. آهنگی برای ارکستر (شش) 18. باز داشت کردن (پنج).

رمز جدول هفته گذشته: چه غم شیرینی است جدایی.

* پاسخ سؤالات جدول هفته گذشته: 1.چاپار 2. هجا 3.غار دیو سفید 4. ماری دهقان 5. شنا 6. یاوگی 7. رسا 8. یورش  9. نارگیل 10. یدک کش 11. امیال 12. سن مارینو 13. تدارک 14. جمشید و جم 15. دل 16. اسلاید 17. یازده 18. یادمان. رمز جدول هفته گذشته: چه غم شیرینی است جدایی.

 

 

 

Page Generated in 0/0047 sec