printlogo


کد خبر: 13165تاریخ: 1397/1/26 09:12
روزنامه یکشنبه 26 فروردین 1397
روزنامه یکشنبه 26 فروردین 1397
پر درآمدترین مشاغل حوزه فناوری کدامند؟ - لوازمی که نگهداری طولانی از آنها بیماریزاست - وادی شعر (یاسر قنبرلو) - دنیای مجازی پلی شد برای ساختن آرزوهایش - پشت پرده تالار وحدت چه میگذرد؟ - با کسب سهمیه ورودی جاکارتا فاصله کمی دارم - سرنخ قتل پسر افغان در خاطرات سارق حرفه ای

روزنامه «ایران سپید»

یکشنبه 26 فروردین 1397

28 رجب 1439

15 آوریل 2018

سال بیست و دوم شماره 5828

صاحب امتیاز:

خبرگزاری جمهوری اسلامی      

مدیر مسئول: سهیل معینی

سامانه پیامکی: 3000465040

نشانی پستی: تهران- ص.پ. 158755388

تلفن: 84711371

شماره انتشارات: 5-88548892

وبسایت: www.iransepid.ir

پست الکترونیک: iransepid@icpi.ir

.........عناوین این شماره.......

پر درآمدترین مشاغل حوزه فناوری کدامند؟ 2

لوازمی که نگهداری طولانی از آنها بیماریزاست 3

وادی شعر (یاسر قنبرلو) 5

دنیای مجازی پلی شد برای ساختن آرزوهایش 7

پشت پرده تالار وحدت چه میگذرد؟ 11

با کسب سهمیه ورودی جاکارتا فاصله کمی دارم 16

سرنخ قتل پسر افغان در خاطرات سارق حرفه ای 18

 

......اقتصادی

* پر درآمدترین مشاغل حوزه فناوری کدامند؟ به تازگی فهرستی از پر درآمدترین مشاغل حوزه تکنولوژی و IT جهان که در سال ۲۰۱۸ میلادی رتبه آورده اند، منتشر شده است. به نقل از وب سایت CIO، از آنجا که در سالهای اخیر پیشرفت تکنولوژی، سرعت بسیار بالا و غیر منتظره ای را پیموده است، مشاغلی که در این حوزه بوده اند نیز از مزایای خیلی خوبی برخوردار شده اند. این سایت پر درآمدترین و بهترین مشاغل جهان در حوزه تکنولوژی و ارتباطات و فناوری (IT) را فهرست کرده است: 1- توسعه دهنده نرم افزار 2- تحلیلگر امنیت اطلاعات 3- مدیر بخش ارتباطات و فناوری 4- تحلیلگر سیستمهای رایانه ای 5- مهندس شبکه رایانه 6- دانشمند داده 7- تحلیلگر اطلاعات تجاری 8- توسعه دهنده مرکز داده (دیتاسنتر) 9- تکنسین پشتیبانی و کمک به کاربران رایانه 10- سرپرست امنیت سایبری و داده.

 

 

......بهداشت و سلامت

* لوازمی که نگهداری طولانی از آنها بیماریزاست: متخصصان فهرست وسایلی را تهیه کرده اند که خیلیها عادت دارند سالها آنها را نگه دارند, بدون آن که بدانند این لوازم اگر مدت طولانی استفاده شوند, میتوانند کانون رشد و تکثیر باکتریهای خطرناک باشند. نظافت خانه شامل کارهایی فراتر از شست و شوی لوازم و کف آشپزخانه، حمام و سرویس بهداشتی میشود. بسیاری از لوازم پر کاربرد در خانه هستند که حتماً باید پس از مدت زمان مشخصی تعویض شوند و این واقعیتی است که بسیاری از ما کاملاً از آن بی اطلاع هستیم. برای مثال تشک و اسفنج ظرفشویی از جمله لوازمی هستند که باکتریها خیلی سریع روی آنها رشد و نمو میکنند. مسواک اولین وسیله از این لیست است. مسواک را باید حد اقل هر سه ماه یک بار عوض کرد. البته اگر شخص مشکلی با دندان و لثه خود نداشته باشد. اما اگر اخیراً دچار سرماخوردگی یا بیماریهای دیگر شده اید، تعویض مسواک حتی در زمان کوتاهتر نیز ضروری است. همچنین از آنجا که کودکان زودتر مسواکشان را خراب میکنند, شاید لازم باشد برای آنها زودتر از سه ماه یک بار این وسیله تعویض شود. وسیله بعدی شانه است. شانه را هم باید حد اقل یک بار در سال عوض کرد. شستن آن باید یک بار در هفته انجام شود. همچنین مدت اعتبار دمپایی خانگی شش ماه است؛ البته اگر شخص دچار بیماریهای قارچی است, باید زودتر دمپایی عوض شود. اسفنج ظرفشویی حد اکثر یک هفته بدون ضرر برای سلامتی به شما خدمت میکند. متخصصان آلمانی باکتریهای خطرناک و بیماریزای زیادی را در اسفنج معمولی ظرفشویی کشف کرده اند, از جمله سینتوباکتری که باعث بروز مننژیت و سپسیس (عفونت خون) میشود. به علاوه میکرو ارگانیزمهای کشف شده میتوانند دلیل عفونتهای ناعلاج شوند, زیرا در مقابل آنتی بیوتیک مقاوم هستند. متخصصان همچنین پیشنهاد میکنند که تشک هر هشت سال یک بار عوض شود. به علاوه مدت اعتبار امن برای حوله، یک سال و برای بالش کمتر از سه سال است.

......وادی شعر

* یاسر قنبرلو: یاسر قنبرلو 31 خرداد سال 1370 در استان قزوین به دنیا آمد. او سرودن شعر را از سال 1385 بصورت حرفه ای دنبال کرده و از شاعران معاصری است که توانسته با زبان شعر با نسل جوان ارتباط خوبی برقرار کرده و آنها را از خوانندگان و دنبال کنندگان آثارش کند. در حال حاضر او متأهل است و در دانشکده شهید شمسیپور استان تهران در رشته کامپیوتر تحصیل میکند. یاسر قنبرلو در جشنواره شعر فجر سال 1390 در بخش ترانه به عنوان شاعر برتر شناخته شد. گلچینی از اشعار یاسر قنبرلو: داد و بیداد نکردم که در اندیشه من, مرد آن است که غم را به گلو میریزد؛ آخرین مرحله اوج فرو ریختن است, مثل فواره که در اوج فرو میریزد.

* من بنایم همه درس است نه تحسین دو شیخ, دل نبستم به بنایی که فرو ریختنیست؛ دل نبستم به خودِ مدرسه حتی! چه رسد, به عبایی که پس از مدرسه آویختنیست.

* گوسفندانِ فراوان هوسِ چوپان است, آن چه دل بسته به آن است فقط تعداد است؛ شاعر اما غم تعداد ندارد وقتی, پرچمش کوفته بر قُله استعداد است.

* میروم پشتِ همه بلکه از این پس دیگر, پشت من حرف نباشد که چه شد یا چه نشد؛ میروم تا نفسی تازه کنم برگردم, کاش روزی برسد هر که رَوَد خانه خود.

* پر شدم از نیمه ای که پر نباید میشدم, در صدفهای حماقت دُر نباید میشدم؛ من برای سفره بی رنگ و بوی خانه ام, نان اگرچه نیستم آجر نباید میشدم؛ نیمه لیوان من پر هست آه اما چه سود! پر شدم از نیمه ای که پر نباید میشدم.

* از آن چه آینه میگفت پیرتر شده ام, دلم گرفته ولی دلپذیرتر شده ام؛ خدا از آن بالا لطف کن بیا پایین, چرا که من پسری سر به زیرتر شده ام؛ چرا که زندگی من شبیه دایره ایست, که از همیشه در آن گوشه گیرتر شده ام.

* گلواژه: و هرگز عهد الهی را با قیمت کم معامله نکنید. قرآن کریم, سوره نحل, آیه ۹۵

 

 

.......گفتگو

* دنیای مجازی پلی شد برای ساختن آرزوهایش: بعد از ظهور شبکه های اجتماعی صحبتهای بسیاری در پس آن شکل گرفت مبنی بر آن که این شبکه ها مردم را از هم دور میکنند، ارتباطات خانوادگی را به خطر می اندازند و جوانان را از دل خانواده به کنج اتاقها میکشانند تا غرق در فضایی شوند که در آن آدمها واقعی نیستند و واقعیت زندگی را که همان با هم بودن و کنار هم بودن است را فراموش کنند.

اما امروزه این دهکده جهانی  و شبکه های ارتباطی مختلف آن راه را برای افرادی باز کرده اند که سالها کنج خانه و به دور از مردم بودند. شرایط برایشان هیچ گاه مهیا نبود، حتی اکنون هم در گوشه و کنار شهر به مشکل بر میخورند و سعی میکنند کمتر در جامعه حضور یابند تا مشکلات شهری و فرهنگی سد راهشان نشود و آزرده خاطرشان نکند. میخواهم از دخترانی برایتان بگویم که استعدادهایشان در شبکه های اجتماعی دیده شد و دست به دست چرخید، دخترانی همچون سپیده حیدری. از زمان تولد معلولیت بخش بزرگی از زندگیش را تحت تأثیر قرار داد و اکنون که 29 بهار زندگی را پشت سر نهاده است, میخواهد به تک تک آرزوهایش جامع عمل بپوشاند. آرزوهای سپیده, خانه چند صد متری در بالای شهر، ماشین آنچنانی و سفرهای خارجی نیست. قد آرزوهایش را کوتاه کشیده تا دستانش به آنها برسد. آرزویی همچون تهیه ویلچر برقی، کسب درآمد و پول توی جیب و تدارک سفری برای پدرش به سرزمین کربلا. صحبت با تلفن برایش دشوار بود؛ برای همین به صورت مجازی با هم به گفتگو پرداختیم. اگر بگویم دختری پر جنب و جوش است شاید با خود فکر کنید چگونه از نوشتن در فضای مجازی به این خصلت پی بردم؟ راستش را بخواهید من هنوز سؤالی نپرسیده بودم که دیدم مشغول تایپ است و برایم از زندگی و کارش میگوید. میخواستم مصاحبه را به صبح موکول کنم که این اشتیاق من را نیز پای تلفن همراه نشاند و نصف شب با هم چت کردیم. این هنرمند دارای معلولیت در مورد زندگیش می گوید: «از کودکی با بیماری سی پی متولد شدم. این امر سبب شد نتوانم همچون دیگر کودکان روی پاهایم بایستم. ویلچر یار پاهایم برای رفتنم به مدرسه شد. تک فرزندم و متولد بندرعباس؛ با توجه به شرایط جسمیم نتوانستیم در آن شهر زندگی کنیم؛ به همین جهت جنوب را به مقصد شمال و شهر سرسبز رشت ترک کردیم. اکنون ساکن این شهر هستیم. دوران تحصیل را در مدرسه عادی درس خواندم, اما نتوانستم بیشتر از اول دبیرستان در مدرسه حضور پیدا کنم.» از او پرسیدم آیا درس خواندن در مدرسه عادی برایت سخت بود؟ «نه به هیچ وجه! راضی کردن مدیر مدرسه برای ثبت نامم کمی دشوار بود و آنها راضی به نام نویسیم در مدرسه عادی نمیشدند و میگفتند: باید به مدرسه استثنایی بروم. این در حالی است که من از نظر بهره هوشی کم و کاستی نداشتم و میتوانستم در مدرسه عادی درس بخوانم. بالاخره دست سرنوشت و پیگیری خانواده ام موجب شد در مدرسه عادی درس بخوانم. اوایل حضور در مدرسه و بین دانشآموزان عادی سخت بود, اما بعد از مدتی با آنها عجین شدم، این که نتوانستم به مدرسه رفتن ادامه دهم به خاطر مشکلات ترددم بود. سرویسی برای رفتن به مدرسه نداشتم و مادرم هم دیگر نمیتوانست به خاطر کمردرد مرا همراهی کند. این امر سبب شد ترک تحصیل کنم. اما توانستم مدرک کامپیوتر را جدا از درس و مدرسه دریافت کنم.» چطور شد به سمت نقاشی رفتید؟ «از کودکی به نقاشی علاقه داشتم و از سال ٨٦ به صورت حرفه ای آموزش آن را در کارگاه نقاشی فرا گرفتم. با علاقه و پشتکاری که در این هنر داشتم, با گذشت چند ماه توانستم رنگ روغن را یاد بگیرم. سبک کارم را کوبیسم انتخاب کردم؛ چرا که سبکی درونگرا است و میتوانستم تخیلاتم را روی بوم به تصویر بکشم. استقبال و تشویق استاد و خانواده ام سبب شد به فکر فروش آثارم بیفتم. اما نمیدانستم کجا و چگونه باید این کار را انجام دهم. ادامه دارد... محدثه جعفری

 

.......گزارش فرهنگی

* پشت پرده تالار وحدت چه میگذرد مهر نوشت: تالار وحدت که تا پیش از انقلاب اسلامی تالار رودکی نام داشت, در سال ۱۳۴۶ توسط اوژن آفتاندلیانس, از معماران مشهور ایرانی که سالهای زیادی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تدریس معماری مشغول بود, بر اساس مدل نمونه اپراهال وین افتتاح شد که مراحل ساخت آن از ۱۳۳۶ آغاز و پس از ۱۰ سال با طراحی داخلی خاص و تجهیزات ماشینری نور و صدا، بهره برداری و در آبان ماه ۱۳۴۶ افتتاح شد. این مجموعه بزرگترین تالار اپرای موسیقی ایران محسوب میشود که پس از انقلاب اسلامی بیشتر برای برگزاری کنسرتها و اجرای آثار نمایشی مورد استفاده قرار میگیرد. صحنه تالار وحدت به لحاظ دارا بودن تجهیزات ماشینری در ایران منحصر به فرد است و گروه های هنری میتوانند برای اجراهای مختلف از امکانات آن استفاده کنند. برای شناخت چگونگی فعالیت تجهیزات ماشینری تالار وحدت و امکاناتی که این تالار میتواند در اختیار گروه های مختلف هنری قرار دهد, سری به این تالار زدیم که در این بازدید شراره جلالی, مدیر فنی تالار وحدت که ۱۴ سال است در این مجموعه فعالیت میکند راهنمایمان بود. جلالی در توضیحاتش به معرفی امکانات و تجهیزات این مجموعه پرداخت و ویژگیهای تالار وحدت را برای ما به تفصیل توضیح داد. صحنه تالار وحدت تالاری چند منظوره است و از سنهای مختلفی تشکیل شده, از جمله آوانسن یا صحنه پیش‌آمده که سن ارکستر روی آن قرار دارد. سن ارکستر جایگاه استقرار ارکسترهای بزرگ برای اجرای اپرا، موسیقی و نمایشهای موسیقایی است که تا ارتفاع ۲ متر و ۳۰ سانتیمتر به عمق زمین منتقل میشود و این ویژگی برای این طراحی شده که گروه ارکستر بتواند در آنجا قرار گیرد و از دید مخاطبان محو باشد و تمرکز تماشاگران روی دیگر ویژگیهای اپرا باشد. در سالهای اخیر که کاربری تالار وحدت تغییر کرده است و دیگر شاهد اجرای اپرا در این مکان نیستیم، آوانسن کاربردهای دیگری هم پیدا کرده است؛ مثلاً برای نمایشهایی که از موسیقی زنده برخوردار هستند، مورد استفاده قرار میگیرد. صحنه اصلی تالار وحدت از سه سن متحرک تشکیل شده است که شامل پودیوم ۱، پودیوم ۲ و پودیوم ۳ است که با نامهای (P۱)، (P۲) و (P۳) شناخته میشوند. این سنها ارتفاع میگیرند و میتوانند به پایین هم بروند. پودیومها قابلیت این را دارند که به اندازه ۴ متر و ۶۰ سانتی متر بالا و حدود یک متر و ۶۵ سانتی متر به پایین بروند؛ به این معنی که میتوان دکوری را روی این پودیومها چید و از دید مخاطبان پنهان کرد یا این که زیر پودیومها دکورهایی را تعبیه کرد که در ابتدا که مخاطبان صحنه را میبینند، چیزی مشاهده نکنند و در اواسط کار بر اساس میزانسنی که کارگردان دارد دکورها به مرور زمان نمایان شوند. سن گردان دایره ای به قطر ۱۰ متر است که میتواند خلاف یا در جهت گردش عقربه های ساعت به صورت ۳۶۰ درجه بچرخد؛ همچنین این امکان وجود دارد که روی این سن گردان دکور تعبیه شود و در زوایای مختلف قابلیت دیده شدن دارد. زمانی که سن گردان میخواهد جلو بیاید, باید هر سه پودیوم پایین بروند تا صفحه گردان بتواند حرکت کند که در این حالت صفحه ای که پشت سن گردان وجود دارد، بالا میآید و با صحنه هم سطح میشود اما سن گردان قابلیت بالا رفتن ندارد و زمانی که پودیومها بالا باشند, دیگر نمیتوان از سن گردان استفاده کرد. زمانی که از رو برو به صحنه تالار وحدت نگاه کنید در قسمت جانبی و سمت چپ صحنه و پشت قاب، ۲ سن جانبی یا واگن وجود دارد که به اندازه پودیوم ۱ و ۲ هستند و این قابلیت را دارند که روی آنها دکور آماده شود و هنگامی که دکوری روی پودیوم ۱ و ۲ نیست و در ارتفاع صفر قرار دارد, واگن ۱ و ۲ میتوانند روی پودیومها قرار بگیرند. قاب صحنه یا پروسینیوم میتواند تا ارتفاع یک متر پایین بیاید و به این ترتیب پل نوری و پروژکتورهای اصلی که روی این قسمت قرار گرفته اند کاملاً قابل دسترس هستند و تنظیماتشان به راحتی انجام میگیرد. صحنه دارای ١٠ میله برقی و ٢٣ میله دستی است که این میله ها قابلیت این را دارند که رویشان دکوری با وزن ۱۲۰ تا ۱۵۰ کیلوگرم بسته شود. این ۱۰ میله برقی توسط میز ماشینری و اهرمها کنترل میشوند و ۲۳ میله دیگر، دستی هستند و مثل بادبان با طناب آنها را پایین میکشند و با وزنه هایی تعادل دکوری را که روی میله ها بسته شده، حفظ میکنند. روی تعدادی از میله ها به فواصل مساوی شالهای کنار صحنه بسته شده است که توسط آنها کناره های صحنه پوشیده میشود و رفت و آمدهای پشت صحنه از دید مخاطبان مخفی میماند. ارتفاع صحنه حدود ۳۰ متر است که بالای سقف آن یک شبکه فلزی مشبک قرار دارد که روی آن صفحه فلزی، موتورهای بخشی از تجهیزات ماشینری قرار دارد و بخش دیگری از موتورها پایین و زیر سن قرار دارند. زیر سن اصلی ۲ طبقه دیگر قرار دارد که در طبقه زیرین سن، پودیومها جا میگیرند و در طبقه آخر موتورها قرار گرفته اند.

 

.......ورزشی

* با کسب سهمیه ورودی جاکارتا فاصله کمی دارم: هاجر صفرزاده، دونده سرعتی تیم ملی نابینایان که تمرینات آمادگی خود را برای کسب ورودی بازیهای پارا آسیایی جاکارتا انجام میدهد، گفت: تمرینات آماده سازیم را از اول فروردین آغاز کرده ام تا در رقابتهای انتخابی بازیهای پارا آسیایی جاکارتا که ۱۸ اردیبهشت برگزار میشود، شرکت کنم و سهمیه این رقابتها را به دست آورم. در دو ماده دوی ۲۰۰ و ۴۰۰ متر فعالیت میکنم، اما برای کسب رکورد بهتر، تمرکزم را بر روی دوی ۲۰۰ متر گذاشته ام و امیدوارم رکورد ورودی را کسب کنم. دونده سرعتی تیم ملی دو و میدانی نابینایان با اشاره به این که رقیبی در داخل ایران ندارد، اظهار داشت: ورودی اولیه بازیهای پارا آسیایی جاکارتا را به دست آورده ام، اما باید رکورد این بازیها را نیز کسب کنم. رکورد این رقابتها ۲۸ ثانیه است که البته من در رقابتهای لیگ باشگاهی، رکورد ۲۷ ثانیه و ۴۹ صدم ثانیه را به ثبت رسانده ام. بنا بر این، فاصله کمی تا ثبت رکورد ورودی برای جاکارتا دارم. صفرزاده ادامه داد: هدفم این است که در رقابتهای انتخابی تیم ملی پیش رو، رکوردم را جا بجا کرده و در بازیهای پارا آسیایی به مدال دست یابم. البته مدالآوری در پارا آسیایی بزرگسالان بسیار سخت است، چون حریفانم را از سال ۲۰۱۳ آنالیز کرده و رکوردهایشان را بررسی کرده ام. جوانترین دختر ملیپوش دوی سرعتی نابینایان با اشاره به حریفانش گفت: دوندگان چین، ژاپن، تایلند، آذربایجان، قزاقستان و گرجستان رقبای اصلی من هستند که کار من را در این بازیها برای کسب مدال سخت میکنند. در ماده دوی ۲۰۰ متر، دو-سه ثانیه و در ماده دوی ۴۰۰ متر، سه-چهار ثانیه با رقیبانم فاصله دارم که جبران این اختلاف، بسیار دشوار است. شایان توجه آن که، هاجر صفرزاده دو مدال طلای مسابقات جوانان جهان در سوییس و سه مدال طلای بازیهای پارا آسیایی جوانان در امارات را در کارنامه خود دارد.

 

.......حوادث

* سرنخ قتل پسر افغان در خاطرات سارق حرفه ای: ساعت 12:50 دقیقه بامداد 7 شهریور سال 93، مرگ مشکوک پسری افغان به نام «حفیظ» در یکی از بیمارستانهای پایتخت از سوی مأموران کلانتری 117 جوادیه به بازپرس کشیک قتل و تیم تحقیق اعلام شد. با آغاز بررسیها مشخص شد «حفیظ» که از ناحیه دست بشدت مصدوم شده, با خونریزی شدید توسط دو دوستش به بیمارستان انتقال یافته بود. یکی از همراهان او به مأموران تحقیق گفت: ساعت 23:30 ششم شهریور با مقتول و یکی از دوستانم برای تفریح به پارک رفتیم. داخل پارک بعثت نشسته بودیم که شش پسر جوان سوار بر سه موتورسیکلت به سمت ما آمدند. ما فرار کردیم, اما آنها به حفیظ رسیدند و ضربه ای با قمه به دست او زدند و گوشی تلفن همراهش را سرقت کردند. بلافاصله او را به بیمارستان رساندیم, ولی او لحظاتی بعد جان باخت. من چهره آن موتورسوار را کامل یادم است و میتوانم او را شناسایی کنم. با توجه به اظهارات مرد افغان, تحقیقات برای شناسایی و دستگیری سارقان موتورسوار آغاز شد. در نخستین گام، کارآگاهان به چهره نگاری از عامل این جنایت پرداختند. با اطلاعاتی که دوستان مقتول داشتند, چهره عامل جنایت به دست آمد. مأموران پس از تطبیق چهره به دست آمده با آلبوم متهمان سابقه دار، هویت قاتل را به نام «بهنام» 22 ساله شناسایی کردند و مشخص شد متهم چندی قبل از این جنایت از زندان آزاد شده بود. از آنجایی که بهنام مجهول المکان بود، دستگیری پسر جوان با مشکل همراه شد. اما در شرایطی که به نظر میرسید پرونده به بنبست رسیده است، مأموران در یکی از قهوه خانه ها سرنخی طلایی به دست آوردند. پسر جوانی در یکی از قهوه خانه های پایتخت برای دوستانش تعریف کرده بود که چند سال قبل با قمه به دست مرد افغانی زده؛ ضربه زده و گوشی او را به سرقت برده است. با این سرنخ تیم تحقیق روانه قهوه خانه شدند و با کمین چند روزه در محل, 20 فروردین پسر جوان را غافلگیر کرده و به دام انداختند.

صبح روز سه شنبه پسر جوان برای تحقیقات به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد. اما با انکار این جنایت مدعی شد که در زمان قتل زندان بوده است. این در حالی است که پسر جوان در مواجهه با شاهدان جنایت، از سوی آنها شناسایی شد. با این شرایط بازپرس جنایی دستور تحقیقات برای تعیین صحت ادعای متهم درباره محکومیت زندانش را صادر کرد. بهنام، پسر 25 ساله با تحصیلات دوره راهنمایی، قدی حدود 180 و موهایی که رو به بالا شانه شده است به شرح زندگیش پرداخت. دفعه اول به چه جرمی بازداشت شدی؟ من و سه نفر از دوستانم کیف قاپی میکردیم. البته مدت زمانی که این کار را انجام دادیم 20 روز بیشتر نبود و خیلی زود من دستگیر شدم. چه مدت زندان بودی؟ دو سالی میشد. بعد از پرداخت رد مال که 40 میلیون تومان بود، از زندان آزاد شدم. در رابطه با قتل مرد افغان بگو! من جنایتی مرتکب نشده ام. آن زمان که این حادثه رخ داد زندان بودم. بعد از آزادی هم توبه کردم و دیگر دزدی نکردم.

 


لینک مطلب: http://iransepid.ir/News/13165.html
Page Generated in 0.0043 sec