کد خبر: 21447
روزنامه شنبه 11 مرداد 1399
عناوین روز: طرح اهمیت وضعیت زندگی افراد نابینا و کم بینا در مناطق روستایی - وسایل مناسب سازی شده برای خیاطی نابینایان - (عصای سفید) کتابی مهم که البته درباره عصای سفید نیست - دماوندی که آزاد شد - جدول

روزنامه «ایران سپید»

شنبه 11 مرداد 1399

11 ذی الحجه 1441

1 اگوست  2020

سال بیست و چهارم شماره 6477

صاحب امتیاز:

خبرگزاری جمهوری اسلامی       مدیر مسئول: سهیل معینی

سامانه پیامکی: 3000465040

نشانی پستی: تهران- ص.پ. 158755388

تلفن: 84711371

شماره انتشارات: 5-88548892

وبسایت: www.iransepid.ir

پست الکترونیک: iransepid@icpi.ir

........عناوین............

طرح اهمیت وضعیت زندگی افراد نابینا و کم بینا در مناطق روستایی

وسایل مناسب سازی شده برای خیاطی نابینایان

(عصای سفید) کتابی مهم که البته درباره عصای سفید نیست

دماوندی که آزاد شد

جدول

...........سخن هفته

* طرح اهمیت وضعیت زندگی افراد نابینا و کم بینا در مناطق روستایی.

واقعیت این است که علی رغم نابسامانی های بسیار در برنامه های توانبخشی نابینایان و کم بینایان در سطح شهرها بعد این نقیصه در سطح روستاها بسیار بارز و چشمگیرتر است به این معنا که واقعاً خدمات توانبخشی برای افراد معلول به طور کلی در مناطق روستایی و در مورد بحث خاص ما نابینایان و کم بینایان واقعاً وضعیت اسف باری دارد. هر نابینا و کم بینایی که این بد شانسی را داشته باشد و مجبور باشد در مناطق روستایی محروم زندگی کند عملاً از دسترسی به بسیاری از خدمات محروم است و علی رغم اجرای برنامه توانبخشی مبتنی بر جامعه یا سی بی آر واقعیت این است که ما ارزیابی دقیقی از اجرای این برنامه، دامنه پوشش آن و بویژه عمق اثرگذاری بر زندگی روستانشینان دارای معلولیت از جمله اختلال بینایی در اختیارمان نیست. در این میان ضعف عمده دیگر در این بحث ضعف عملکرد  تشکل ها در بعد روستایی است. حداقل انتظاری که از تشکل ها میرود این است که بتوانند اطلاعات کافی و دقیقی از وضعیت زندگی اعضای نابینا و کم بینای خودشان که در روستاها زندگی می کنند تهیه کنند و جهت برنامه ریزی و ارائه خدمات در اختیار مسئولان سازمان بهزیستی یا سایر مسئولان قرار دهند. این امر کمتر در نشست ها و برنامه ریزی های تشکل ها دیده می شود. در نتیجه با طرح این مسئله از تمام دوستان می خواهم که به جد بررسی وضعیت زندگی نابینایان و کم بینایان را در روستاها مدنظر قرار دهند و از این وضعیت گزارش دقیقی تهیه کنند و در اختیار شبکه چاووش قرار دهند تا ما بتوانیم در پیگیری های ملی خودمان از مسئولین بخواهیم به جد در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های توانبحشی با جهت گیری پوشش روی افراد روستا نشین تجدیدنظر جدی انجام داده و تحول درخوری را شکل دهند.

 

.........سبک زندگی نابینایی

* وسایل مناسب سازی شده برای خیاطی نابینایان:خیاطی یکی از مهارتهای ضروری برای خانمهای خانه دار و حتی برای آقایان است چون برخی از کارهای اولیه را هر کسی باید بتواند خودش انجام دهد. افراد نابینا هم از این قضیه مستثنی نیستند و می توانند بسیاری از کارهای خیاطی را به راحتی انجام دهند.  حتی با تمرین و تجربه زیاد، خیاطی می تواند یکی از مشاغل مناسب برای نابینایان باشد. برای انجام کارهای خیاطی به یکسری از وسایل مناسب سازی شده برای نابینایان نیاز داریم. متر خیاطی یکی از این وسایل است. مترهای خیاطی معمولا یک و نیم متری هستند و بر اساس سیستم سانتیمتر مدرج شده اند. برای نشانه گذاری متر خیاطی می توانیم هر سانتیمتر آن را با استفاده از دستگاه منگنه مشخص کنیم.دستگاه منگنه هر چه کوچکتر باشد نشانه ها ظریفتر خواهد بود.  بعد از نشانه گذاری چهار سانت اول پنجمین سانت را با استفاده از پانچی که واشر حلقه ای دارد نشانه گذاری می کنیم و به این ترتیب می توانیم ده سانت را با دو سوراخ پانچ نشانه گذاری کنیم. و این کار را تا انتهای متر خیاطی ادامه می دهیم. با این متر می توان پارچه را اندازه گیری و الگوی خیاطی را رسم کرد. وسیله دیگری که استفاده از آن برای نابینایان ضرورت دارد، سوزن نخ کن است. سوزن نخ کنها در شکلهای متفاوتی در بازار وجود دارند ولی سیستم کار همه آنها یکسان است. سوزن دست دوز و سوزن چرخ خیاطی را می توان با سوزن نخ کن نخ کرد. اگر سوزن نخ کن در اختیار نداشته باشید می توانید آن را تهیه کنید. به این منظور یک تکه ده سانتیمتری از سیمهای روکش دار برق از نوعی که سیمهای ظریف رشته ای دارد که به آن افشانه هم می گویند جدا کنید.  وقتی عایق روی سیم را جدا کنید هر سیم نازک می تواند کار سوزن نخ کن را برای ما انجام دهد. اگر این سیم نازک را از وسط تا کنید باز هم می تواند از سوراخ سوزن عبور کند برای این منظور انتهای تا شده سیم را در دست گرفته و سر تا شده را از سوزن می گذرانیم. سپس با انگشت دست دیگر دو لایه سیم را از هم باز کرده و نخ را از بین آن عبور می دهیم و دست دیگر را از سوزن دور می کنیم به این ترتیب نخ هم همراه سر تا شده سیم از سوراخ سوزن می گذرد. در مرحله بعد نخ را به اندازه دلخواه بریده و انتهای آن را گره می زنیم. البته استفاده از سوزن نخ کنهایی که در خرازیها وجود دارد راحت تر است چون سیم آن بعد از عبور از سوراخ سوزن خود به خود از هم باز می شود و می توان نخ را از میان آن عبور داد. وسیله دیگر که هنگام کشیدن الگو مورد استفاده قرار می گیرد رولت خیاطی است. هنگام استفاده از رولت دسته آن را در دست می گیریم و چرخ دندانه دار آن را روی خطی که می خواهیم رسم کنیم می کشیم تا برجسته شود درست مانند نقاط خط بریل. حتی گاه می توان یم از قلم نوشتاری خط بریل برای برجسته کردن و بریدن خط خارجی الگو استفاده کنیم. البته  کسانی که کم بینا هستند می توانند از ماژیک هم برای کشیدن خطوط الگو استفاده کنند.  منتظر شنیدن نقطه نظرات شما هستیم تا آموزش را طبق نیاز شما ادامه دهیم.

* کودکیاری

از تصمیم تا تربیت فرزند: در پادکستهای هفتگی ایران سپید قرار است بحثی تحت عنوان کودکیاری آغاز شود ما بهتر دیدیم کار را از آنجا شروع کنیم که یک فرد نابینا تصمیم به ازدواج می گیرد و به آینده اش فکر می کند یکی از دغدغه های اصلی کسی که به ازدواج فکر می کند داشتن فرزند است حالا اگر این فرد نابینا باشد که دغدغه و سوالات بیشتری دارد. در اینجا می خواهیم از نابینایانی صحبت کنیم که نابینایی آنها ژنتیکی است یعنی احتمال دارد به فرزندی که در آینده خواهند داشت نیز منتقل شود. بهتر است هر دختر و پسر نابینایی که در سن ازدواج قرار دارد قبل از اقدام برای ازدواج و حتی قبل از اینکه مورد مناسبی برای ازدواج داشته باشد در باره نابینایی خودش و نحوه توارث آن، اطلاعاتی داشته باشد. این اطلاعات هم به خودش کمک می کند که در مورد آینده اش چگونه تصمیم بگیرد و هم به بستگان و خواهر و برادرش کمک می کند که بدانند در مسیر زندگیشان نابینایی وجود خواهد داشت یا نه؟ به این منظور بهتر است فرد برای مشاوره ژنتیک به مراکز مشاوره مراجعه کند. سازمان بهزیستی هم مراکزی برای مشاوره دارد که در صورت انتخاب آنها فرد از حمایت مادی بهزیستی هم بهره مند می شود. در مشاوره با مشخص شدن وضعیت توارث نابینایی فرد به او سفارش می شود که کسی که برای ازدواج مد نظرش هست از لحاظ ویژگیهای جسمانی چه ویژگیهایی داشته باشد. به عنوان مثال اگر RP هستید احتمال اینکه در ازدواج با یک فرد RP دیگر، فرزندتان مبتلا به RP شود خیلی بالا می رود. شاید این احتمال در ازدواج با فردی که مشکل بینایی دیگری دارد پایینتر باشد البته بر اساس قوانین کشور ما این حق برای پدر و مادر محفوظ است که انتخاب کند فرزندش بینا یا نابینا باشد.و در حال حاضر هیچ ممنوعیت قانونی در زمینه ازدواجهایی که منجر به معلولیت فرزند می شود وجود ندارد. نحوه توارث مشکلات ژنتیکی بر اساس فرمولهای ریاضی و احتمالات به دست می آید پس مباحث خرافی مثل اینکه گفته می شود در بین دوستان و خانواده خودمان دیده ایم که فرزند اول هیچ وقت نابینا نمی شود یا برعکس نابینا می شود درست نیست همانطور که دیده می شود برخی می گویند فرزند اول مبتلا نمی شود و ما هم فقط یک فرزند می خواهیم. این هم که گفته شود در آینده تصمیمی برای داشتن فرزند نداریم شاید بیشتر به یک شعار شبیه باشد.چون بسیار تجربه کرده ایم که زوجی که ازدواج می کنند به این پرسش بزرگ می رسند که برای داشتن فرزند چه باید بکنند؟ حتی اگر خودشان هم عزم قاطعی داشته باشند که فرزندی نداشته باشند باید برای پاسخ دادن به سوال اطرافیان و خانواده، جواب قانع کننده ای داشته باشند. کمتر دیده می شود کسانی که می گویند ما قصدی برای داشتن فرزند نداریم بر این تصمیم پا بر جا بمانند و در موارد زیاد دیده می شود وقتی مادر باردار می شود والدین می گویند این فرزند ناخواسته بوده. خود زن و مرد باید با خودشان کنار بیایند که آیا این توجیهی برای شانه خالی کردن از بار مسئولیت داشتن فرزندی احتمالا نابینا نیست. یا زیاد دیده می شود که افراد می گویند سلامتی بچه را به خدا می سپاریم. اینها هم باید با خود کنار بیایند که منظورشان از این حرف چیست؟ یعنی اگر بعدها فرزندشان نابینا شود قصد دارند تقصیر را به خدا نسبت دهند. در حالیکه یک فرد متدین به خوبی می داند که در تمام آموزه های دینی بر مشورت و علم و اهمیت توجه به علم، بسیار تاکید شده است. و این احساس که برخی می گویند که با خدای خودمان خلوت کردیم و خواستیم که فرزندمان مشکل ما را نداشته باشد و این گمان ذهنی که خداوند برای ما دیگر بدتر نمی خواهد همه توجیه کار انجام شده است پس بهتر است تقصیر و مسئولیت را به خود نسبت دهیم، درست تصمیم بگیریم و وقتی تصمیمی گرفتیم مسئولیت عواقب آن را کاملا بر عهده بگیریم. البته این حرفها به این معنا نیست که به دنیا آمدن فرزندی نابینا ایراد دارد؛ گناه است یا تقصیر. صحبت از این است که آگاهانه تصمیمی را که می خواهیم بگیریم و پای تصمیمی که گرفته ایم بایستیم وگرنه همه ما در موارد بسیار بسیار زیادبا افراد نابینایی مواجه شده ایم که بسیار موفق تر، توانمندتر و عالمتر از افراد بینای هم سن و سال خودشان بوده اند.ادامه بحث را هفته آینده پی می گیریم و منتظر شنیدن نظرات مخاطبان هستیم تا بحث را به سمتی ببریم که نیاز آنهاست. 

............معرفی کتاب

* «عصای سفید» کتابی مهم که البته درباره عصای سفید نیست

یکی از چالش ‏های مهم در حوزه مطالعات معلولیت و معلولیت پژوهی به ویژه در بُعد تاریخی، نبود منابع دست اول در این حیطه است که پژوهشگران و حتی افرادی که به کسب اطلاعات بیشتری در این حوزه علاقه دارند را با مشکلات فراوانی مواجه می‏ سازد. این چالش در زمینه مطالعات مربوط به افراد با آسیب بینایی به شکل بارزتری قابل مشاهده است.

چراکه «فراهم نبودن امکان ثبت وقایع توسط خود نابینایان به عنوان اصلی ‏ترین منبع و شاهد این رویدادها به دلیل اینکه به شکل امروزین قادر به نوشتن و ثبت وقایع نبودند» و نیز «عدم توجه بایسته معدود افراد بینای آگاه و یا درگیر با این وقایع، به سبب نداشتن آشنایی و یا عدم اشراف به اهمیت این رویدادها» از جمله مواردی است که به این چالش دامن زده است.

از سوی دیگر، ناپایداری خاطرات و روایت‏ های شفاهی و در بسیاری از زمینه ‏ها، ایجاد چندین روایت بعضاً متعارض و متناقض و نیز امکان ایجاد خدشه به سبب فراموشی یا جابجایی برخی جزئیات از سوی راویان موجود به ویژه با توجه به گذر چند دهه از زمان وقوع برخی رویدادها نیز در این زمینه مزید بر علت است. حال آنکه در زمینه بسیاری از وقایع تاریخی در حوزه نابینایان، حتی دسترسی به راویان شفاهی دست اول که به صورت مستقیم و بدون واسطه با این رویدادها مواجهه داشته ‏اند، امکان پذیر نیست و طبیعتاً روایت ‏های نقل شده‏ی سینه به سینه و دست چندم نیز که تنها راه باقیمانده برای تشریح و ترسیم این وقایع است، با علامت سؤال ‏های فراوانی در میزان اعتبار آن‏ ها روبه‏روست.

از این‏رو، دستیابی به منابع دست اول و یا قابل اعتناء در این حوزه می ‏تواند بسیار مثمرثمر و راهگشا باشد. یکی از این کتاب ‏ها که چندان مورد توجه واقع نشده کتاب «عصای سفید» است. کتابی که البته مطالب مندرج در آن ارتباط مستقیمی با عنوان اصلی کتاب ندارد و به عبارتی بهتر، عنوان کتاب گویای مطالب موجود در آن نیست.

 این کتاب به نوبه خود می‏ تواند اطلاعات ذی‏قیمتی به طور مستقیم و به ویژه به صورت غیرمستقیم در زمینه‏ های مختلف تاریخ آموزش نابینایان در اختیار پژوهشگران حوزه مطالعات معلولیت و از جمله تاریخ آموزش نابینایان و بریل در ایران بگذارد و حتی داده ‏ها و آگاهی ‏های مناسبی را فراروی علاقمندانی که صرفاً می‏ خواهند اطلاعات بیشتری در این حوزه کسب نمایند، قرار دهد.

کتاب عصای سفید به صورت ناشر-مؤلف و در سال 1351 توسط حبیب فیضیان در چاپخانه خورشید تبریز و در 2000 نسخه به طبع رسیده است.

نویسنده کتاب علاوه بر معلمی، تجربه کارشناسی و انجام امور تخصصی در سطوح مختلف آموزش و پرورش استثنایی در تبریز و تهران را در کارنامه خود دارد و به شکلی عملی و تجربی با مباحث مربوط به افراد با آسیب بینایی و نیز سایر معلولیت ‏ها آشناست.

از منظر تاریخی نگارش این کتاب در سال 1351 (در نیم قرن پیش) و به ویژه با توجه به فقدان منابع قابل اعتناء در حوزه آموزش نابینایان و نیز خط بریل دارای اهمیت خاصی است. 

این کتاب به طور کلی در دو بخش مجزا سامان یافته است که در ذیل به صورتی مختصر و البته تحلیلی به آن پرداخته می‏ شود و سعی بر آن است که در خلال طرح مباحث به صورتی کلی، چرایی اهمیت این کتاب را نیز بیان نمایم.

قبل از ورود به بحث، از بُعد محتوایی طرح این نکته بی‏فایده نمی نماید که اهمیت این کتاب و به زعم نگارنده، شاخص بودن آن، طبیعتاً به سبب قلم نویسنده، نوع پرداخت مطالب و اسلوب نگارشی آن نیست، بلکه بیشتر ناظر به مطالب مندرج در آن و به ویژه شرایط و مختصات کلی موجود در میدان پژوهش در حوزه نابینایان و نیز داده ‏های موجود در این زمینه است.

کتاب با مقدمه‏ ای که نوع نگاه آن، با ادبیات موجود در زمینه افراد با آسیب بینایی و نوع نگاه به این قشر در شرایط کنونی و نیز گفتمان مورد انتظار افراد با آسیب بینایی قرابت و همنوایی چندانی ندارد، آغاز می‏ شود.

این مقدمه بیش از آنکه با قلمی واقع گرایانه و با دیدگاه ‏های رایج درباره نابینایان نگارش یافته باشد، دارای قلمی تک بُعدی، ترحم انگیزانه و غیرواقعی است که خود می ‏تواند از منظری، برآیند نوع نگاه رایج به افراد با آسیب بینایی در قاموس فرهنگی موجود در 50 سال پیش باشد.

بخش نخست، که در واقع، قسمت عمده ‏ای از کتاب را (صفحات 96-1) تشکیل می ‏دهد؛ با عنوان «سرگذشت یک انسان روشندل»، روایتی است مختصر در قالب اول شخص، از بیش از 4 دهه زندگی فردی نابینا در تبریز.  این روایت آنگونه که نویسنده کتاب در مقدمه آورده و نیز در تماس‏های که با وی داشتم، مجدداً بر آن تأکید کرد، سرگذشتی واقعی است.

 فردی که بر اثر حادثه ‏ای نابینا شده و پس از چندی و در طی توالی مجموعه ‏ای از رخدادها سر از مدرسه کریستوفل در می ‏آورد و پس از تحصیل در این مدرسه و گذار از نشیب و فرازهای فراوان بیرونی و درونی، سرانجام به عنوان معلم مدرسه جدیدالتأسیس نابینایان تبریز انتخاب می‏ گردد.

«نوع نگرش و مواجهه با افراد نابینا در این برهه زمانی»، «ارائه تصویری هر چند مختصر از مدرسه کریستوفل در تبریز که تقریباً منبع چندانی درباره آن وجود ندارد»، «نحوه ادامه زندگی در بطن و متن حیات اجتماعی پس از فراغت از تحصیل» و نیز «مجموع اطلاعات و داده ‏هایی که تصویری کلی و البته مختصر از حیات اجتماعی، آموزشی و البته فرهنگی افراد با آسیب بینایی در شهر تبریز از اوائل قرن حاضر تا دهه 50  را به دست می‏ دهد»؛ از جمله فکت‏هایی است که به طور مستقیم و غیرمستقیم از این بخش کتاب قابل احصاء و ردیابی است. مطالب مهمی که یا در کتاب ها و منابع دیگر به آن ‏ها اشاره نشده و یا چندان مورد توجه قرار نگرفته است. یکی از وجوه مهم مستتر در این بخش، تأثیرات فراوان مذهبی مدرسه کریستوفل در دانش آموزان این مدرسه و نیز تلاش‏های دست اندرکاران آن جهت ترویج و تثبیت مسحیت در میان نابینایان این شهر و اهتمام مداوم به چاپ کتب و رسائل مربوط به آن جهت تضمین در دسترس بودن این کتاب‏ ها برای افراد با آسیب بینایی حتی پس از تعطیل شدن مدرسه است.

آنچنان که راوی تا مدت‏ ها پس از فراغت از تحصیل در دوگانگی بین عیسوی یا مسلمان بودن باقی می‏ ماند و حتی بارها مسیحی می ‏شود و چند بار در کتاب در فحوای مطالب به صراحت به این نکته اشاره می‏ کند. از این‏رو مجموعه این داده ‏ها می ‏تواند در فهم نوع نگاه و چهارچوب کاری مدارس کریستوفل در ایران قابل تأمل باشد.

در واقع این بخش، تصویری است از ابعاد مختلف زندگی یک نابینا در نیمه اول قرن کنونی در شهر تبریز که داده‏ های مهمی را از حیات کلی نابینایان در ابعاد مختلف و در زمینه‏های گوناگون در این شهر بازنمایی می ‏کند. شهری که با توجه به تأسیس اولین مدرسه نابینایان در ایران در سال 1304 توسط کریستوفل آلمانی و رخدادهای بعدی آن، اتفاقاً بخش مهمی از پازل تاریخ توانبخشی و آموزش افراد با آسیب بینایی و به ویژه تاریخچه خط بریل فارسی را شکل می‏ دهد. قسمت دوم کتاب که خود حاوی چند بخش است، به طرح مطالبی در حوزه تعلیم و تعلیم افراد با آسیب بینایی اختصاص دارد. در موازات اینکه با گذشت نیم قرن هنوز مطالعه مطالب مندرج در این بخش به شکل قابل تأملی هنوز مفید فایده می ‏نماید؛ اما وجه بارز اهمیت این بخش نیز از منظر دیگری قابل تبیین است.  در واقع، بُعد کانونی مطالب این بخش را «خط بریل»، علائم و نشانه ‏های آن، وسایل و تجهیزات مرتبط با این خط و نیز کاربرد علائم بریل در علوم مختلف از ریاضی و هندسه گرفته تا علائم جهت عناصر شیمیائی و ظرفیت ملکولی و... را دربر می‏ گیرد.

 تأسیس دفتر کودکان استثنایی در زیرمجموعه وزارت آموزش و پرورش در سال 1347 تنها به 3-4 سال قبل از نگارش و انتشار این کتاب باز می‏ گردد که طبیعتاً یکی از کارویژه‏های این دفتر کاربست، تثبیت و ترویج خط بریل به شکل آکادمیک و کاربردی سازی آن در علوم مختلف جهت آموزش نابینایان بود. لذا کاربست، گسترش و تثبیت علائم بریل و کاربردی سازی آن در این دامنه از علوم مختلف که در این کتاب آمده است، آن هم در این مدت کوتاه و با این حد از دقت خود جای تأمل دارد!.

در واقع، می ‏توان یکی از وجوه و دلائل مغفول ماندن فزآینده بریل در دو دهه گذشته در ایران را به ضعف در آموزش، ترویج و کارآمدسازی آن منطبق بر نیازهای به‏روز نابینایان نسبت داد. امر مهمی که از برآیند مطالب مندرج در این کتاب کاملاً مبرهن است که به شکل بایسته ‏ای در آغاز کار مورد توجه و همت واقع شده است و جای خالی چنین توجه بایسته‏ای در شرایط کنونی کاملاً احساس می‏ گردد. به طور کلی، با نظرداشت مجموع قرائنی که در بالا آمد، مطالعه این کتاب و یا حتی نگاه گذرایی به آن در سطوح مختلف از پژوهشگران و علاقمندان این حوزه گرفته تا جهت کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه و البته  برای افراد با آسیب بینایی سودمند می ‏نماید.

حسین عبدالملکی

 

..........هشتگ

* دماوندی که ازاد شد

 تهدید هواپیمای مسافربری ایران توسط دو جنگنده امریکایی مهمترین موضوع بحث هفته گذشته شبکه های اجتماعی بود. از همان زمان که خبر اعالم شد فیلم و عکسها و اظهار نظر مقامات رسمی به سرعت در شبکه های اجتماعی بازنشر میشد و دربارهاش مینوشتند. عکسهایی که از کودکان آسیب دیده در هواپیمامنتشر شد، خیلیها را ناراحت کرد اینکه در عمل بهترین واکنش به این ماجراجوییهای خبیثانه، آیا صبر استراتژیک است یا تودهنی؟ و اینکه تا اکتبر باید صبور بود یا نه؟ دقیق نمیدونم. اما یه چیزی برام واضحه: مقابله

جدی و پاسخ محکم حداقل در فضای رسانهای باید به یک مطالبه عمومی قوی تبدیل شود.

درست مثل 30 سال پیش؛ وقتی میبینند حریف نیروهای مسلح ایران در نبرد مستقیم نمیشوند عقدهشان را بر سر هواپیمای  بی دفاع خالی میکنند.

 خبری که درباره وقف کوه

دماوند منتشر شد باعث شد

کاربران شبکه های اجتماعی

به این مسأله واکنش نشان دهند. سازمان جنگلها از صدور سند وقف یک برش از کوه دماوند به نام سازمان اوقاف خبر داد و روزنامه همشهری نوشت که

سازمان اوقاف برای یک پلاک از ۱۱ پلاک  ثبتی ظاهرا سند وقفی گرفته است. این برش، یک یازدهم کل کوه است و این بخش از دامنه آغاز می‌شود و تا قله ادامه دارد. پس از واکنش کاربران معصومه ابتکار رئیس سابق سازمان محیط زیست گفت: اثر طبیعی ملیعالیترین رده حفاظتی است که امکان واگذاری ندارد.

البته  سازمان اوقاف توضیحاتی درباره این مسأله داد و اعلام کرد قله دماوند وقف نشده است. در تکذیبیه سازمان اوقاف آمده است: کوه دماوند جز اراضی انفال است و منطقا طبق قاعده فقهی قابلیت ملکیت و به تبع آن وقف شدن را ندارد. موقوفهای که در این منطقه وجود دارد، مربوط

به کوه دماوند نیست و برخی زمینهای اطراف قریه ای  را شامل می‌شود.

بسیاری از کاربران هم به این مسأله که دماوند میراث طبیعی ملی است و نباید واگذار شود اشاره می‌کردند:  البته سه شنبه شب اعلام شد که دماوند ازاد شده

  معاون سازمان ثبت استاد و املاک اعلام کرد که سند به نام دولت زده شده است و حتی یک سانتیمتر هم وقفی نیست.

به تازگی فیلمی از مهمان نوازی یک مرد مریوانی در فضای مجازی منتشر شده است که جالب توجه است. این مرد مریوانی در حالی که در حال تعمیر پشت بام منزلش است به ناگاه لک لکی بر روی شانه هایش می‌نشیند. قسمت جالب ماجرا اینجاست که این مرد مهمان نواز، بدون آنکه تکانی بخورد، صبوری به خرج می‌دهد تا لک لک خودش به پرواز در بیاید. حال این فیلم با واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی روبه رو شده است. برخی از کاربران در این خصوص گفته اند: « دیدار با همسایه روی پشت بام.مرد مریوانی برای تعمیر به پشت بام خانه رفته که همسایه‌اش به طور سرزده به مهمانی میاد!»، « هم‌نشینی لک‌لک و مرد مریوانی. یاد این بیت افتادم: ما را به سرزمین دگرگون خود ببر آنجا که صید در پی صیاد می‌دود...»

 در جدیدترین شاهکار، آقای محمدرضا گلزار، سوپراستار چندین و چند ساله سینمای ایران، کسی که عده‌ای معتقدند حتما چیزی بلد است و حتما توانایی‌ها دارد که این همه سال در اوج بوده است، یک کپشن بلندبالا با بی‌ربط‌ترین جملات را که به درد نوجوانان دنبال انگیزه می‌خورد تا مردی چهل‌ساله، در اینستاگرام خود منتشر کرده است، آن هم نه مثل متنی عادی که در قالبی تقطیع شده و اینتر خورده و شبیه مثلا یک شعر است.

حالا از محتوای دم‌دستی و گاهی خنده‌دار متن او که بگذریم، داستان از آنجا جذاب می‌شود که او این جملات را به صادق هدایت منتسب دانسته و نام او را پایین این متن نوشته است. بله صادق‌هدایت! نه یک نویسنده با قلمی ناآشنا و ناشناخته، صادق‌هدایت که تقریبا هر ایرانی کمی کتاب خوانده او را می‌شناسد و دست‌کم با طرز تفکر او آشناست و می‌داند که چنین متنی از او برنمی‌آید، اما آقای گلزار با افتخار نام هدایت را هشتگ کرده است. حالا از این گذشته عده زیادی از هنرمندانی که مثلا کمی کار‌های هنری‌تر بازی کرده‌اند و گلزار نیستند، نظر‌هایی در تأیید این متن و تکریم آقای هدایت نوشته‌اند.

در ادامه حواشی سلبریتی‌ها نفیسه روشن هم پستی را در ساحل خلیج فارس منتشر کرد با کپشنی کمی تا قسمتی سیاسی و حماسی در وصف بزرگی ایران و خلیج تا ابد فارس! اما وقتی مردم به این عاشق نام وطن و خلیج فارس یادآور شدند که «بزرگوار وسط کرونا چرا رفتی کیش و حالا که رفتی چرا آن را منتشر می‌کنی؟» خانم روشن گفته است «به شما چه؟ بروید یقه آن همه آدم دیگر، حدود ۳۰۰نفر را که در آن ایرباس بوده‌اند، بگیرید که چرا رفته اند!» بعد هم خیلی روشن‌فکرانه اضافه کرده است که «بابا ما هنرمند‌ها الگو نیستیم، چه کسی این حرف‌ها را در گوش شما کرده است؟»

 

.........جدول کلاسیک

* برای پیدا کردن رمز 32 حرفی ما باید به 32 سؤال پاسخ دهید و حروف اول پاسخها را پشت هم بچینید تا رمز جدول که حدیثی از امام محمد باقر(ع)  است بدست آید. تعداد حروف هر پاسخ را بعد از هر سوال برای کمک به شما ذکر کرده ایم. سؤالات: 1. پادشاه (4) 2. ده روز از ماه (3) 3.اولین نماز جمعه تهران به امامت چه کسی برگزار شد (14) 4. پایتخت سیشل (8) 5. حرف نفی (2) 6.آباد (4) 7. توانا (4) 8. پایتخت عربستان (4)  9.چند سوره از قرآن دارای حروف مقطعه است (7) 10.بدی کردن (5) 11. بزرگترین آبشار در مرز بین آمریکا و کانادا (7) 12.پرستش (4)  13. نقاشی تاکستان سرخ اثر کیست (5) 14. پادتن (8) 15.زر(3) 16.نزدیکترین سیاره به خورشید (5) 17.سنگ آسیاب (2) 18.نخستین آلیاژی که بشر ساخته است (4). 19.مرقد شیخ مفید در کجا قرار دارد (6) 20.سفید پوست (4) 21.مجری عدالت (5) 22.مخالف (5) 23.اندوه (3) 24.مراکز سرویس دهنده اینترنت چه نام دارد (8) 25. جدار(5) 26.از هم پاشیدن (6) 27.تدوین کتاب نهج البلاغه (6) 28.مقبره شهریار در کدام شهر است (5) 29.راهرو (5) 30.کتاب بیگانه اثر کیست (8)31.درد چشم (3) 32. روستا (3). شما تا چهارشنبه هفته جاری فرصت دارید رمز جدول را با شماره پیامک 3000465040 به ما اعلام کنید. رمز جدول هفته گذشته: باید دنبال شادی ها گشت ولی غم ها خودشان ما را پیدا می کند.

پاسخ  سؤالات جدول هفته گذشته: 1.برزیل 2. ابن هیثم  3.یو 4.داکا 5.دایملر 6.نیما یوشیج 7. بولیوی 8.آوا  9.لیتیم 10.شارلپیر بودلر 11.ابرو 12.دلقک  13. یزد 14. هرمز 15.آتا 16.گرگان 17.شیفت 18.تلاش 19.وتو 20.لئوتولستوی 21.یرا 22.غنی 23.محمد علی جمال زاده 24.هالی 25.آلبر کامو 26.خودروسازی 27.ون کوک 28.دب 29.شرور 30.آرام 31.نم 32. میگو 33.ام آر ای 34.رزن 35.ابر36.پرتاب 37.یمن 38.درل 39.آلفرد نوبل 40.مون بلان 41.یاد 42.کارل مارکس 43.نیام 44.دکتر محمد قریب. 

 

 

 

 

Page Generated in 0/0046 sec