کد خبر: 14165
روزنامه شنبه 17 شهریور 1397
معلول گریزی، معلول پناهی، دو راه به ناکجا آباد - از شمار دو چشم یک تن کم، وز شمار خرد هزاران بیش - هوش مصنوعی در خدمت مسیریابی نابینایان - جدول حذفی/ حقایقی که به شدت ترسناک هستند!/ اصطلاحات رایج فارسی در انگلیسی/ مرخصی زایمان در کشورهای مختلف چقدر است؟

روزنامه «ایران سپید»

شنبه 17 شهریور 1397

27 ذی الحجه 1439

8 سپتامبر 2018

سال بیست و دوم شماره 5945

صاحب امتیاز:

خبرگزاری جمهوری اسلامی      

مدیر مسئول: سهیل معینی

سامانه پیامکی: 3000465040

نشانی پستی: تهران- ص.پ. 158755388

تلفن: 84711371

شماره انتشارات: 5-88548892

وبسایت: www.iransepid.ir

پست الکترونیک: iransepid@icpi.ir

.........عناوین این شماره.......

معلولگریزی، معلولپناهی، دو راه به ناکجا آباد 2

از شمار دو چشم یک تن کم، وز شمار خرد هزاران بیش 4

هوش مصنوعی در خدمت مسیریابی نابینایان 8

جدول حذفی/ حقایقی که به شدت ترسناک هستند!/ اصطلاحات رایج فارسی در انگلیسی/ مرخصی زایمان در کشورهای مختلف چقدر است؟ 11

 

...........سخن هفته

* معلولگریزی، معلولپناهی، دو راه به ناکجا آباد: اخیراً مطالعه جمله ای از یک نابینای مطرح در عرصه های فرهنگی که در کتاب تازه منتشر شده اش آمده است، من را به فکر نوشتن این یادداشت انداخت. این دوست در پاسخ به پرسشی در مورد رابطه او با نابینایان و مسائل آنها گفته است تا این اواخر به این مسئله فکر نمیکرده یا ازآن گریزان بوده است، ولی بالاخره فکر کرده است او بیش از حد از این گروه کناره گرفته و از اندیشیدن به مسائل آنها دوری کرده است. تا جایی که من برخورد کردم، دو گرایش افراطی و تفریطی در میان افراد معلول از جمله نابینایان دیده میشود. یک گرایش خواسته یا ناخواسته بر این باور است که معلول و نابینا باید حتی الامکان از جامعه همنوعان خود دوری گزیند و به قول معروف با افراد غیر معلول در مورد بحث «ما افراد بینا» قاطی شود و نشست و برخاست کند. باورمندان به این تفکر در دوست گزینی رفتن به مهمانیها یا شرکت در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی، گروههای غیر معلول را انتخاب میکنند و تا مجبور نشوند با همنوعان خود رو به رو نمیشوند. باورمندان به گرایش دیگر، برعکس اعتقاد دارند به دلیل مشترک بودن بسیاری از مسائل زندگی افراد معلول یا نابینایان با یکدیگر، باید با این گروه نشست و برخاست کند. این افراد برعکس گروه نخست تقریباً تمام روابط خود را فقط با همنوعان خود برقرار و برنامه ریزی میکنند. از پیروان گرایش نخست میتوان به عنوان معلول گریزها و از پیروان گرایش دوم میتوان به عنوان معلولپناهها نام برد. هر دو این گرایشها راه به ناکجا آباد است. هویت یک فرد معلول دو بخش است؛ بخشی ناشی از پیامدهای معلولیتهای او و بخش دیگر، بخش ناشی از سایر وجود شخصیتی او که میتواند منحصر به فرد باشد. راه حل نهایی پاسخ مقتضی به نیازهای هر دو بخش است.

* گلواژه: دنیا یکسره صحنه بازی است و همه بازیگران آن به نوبت میآیند و میروند و نقش خود را به دیگری میسپارند. ویلیام شکسپیر

............چوب الف

* از شمار دو چشم یک تن کم،

وز شمار خرد هزاران بیش.  خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دوشنبه هفته گذشته خبر درگذشت احسان یارشاطر، استاد سابق زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران، استاد سابق مطالعات ایرانی در دانشگاه کلمبیای نیویورک و بنیانگذار مرکز ایرانشناسی در آمریکا و دانشنامه ایرانیکا را منتشر کرد و باز به یادمان آورد که بعضی آدمها به این سادگیها تکرار پذیر نیستند. یارشاطر دانشآموخته دکترای زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران و دانشآموخته دوره دکترای زبانشناسی ایرانی در مدرسه مطالعات مشرق زمین و آفریقای دانشگاه لندن بود. او بنیانگذار و سرویراستار دانشنامه ایرانیکا بود و ویراستاری سه مجلد از تاریخ ایران کمبریج را بر عهده داشت. یارشاطر همچنین نویسنده شانزده جلد کتاب تاریخ ادبیات ایران بود. شعر فارسی در عهد شاهرخ (نیمه اول قرن نهم) یا آغاز انحطاط در شعر فارسی، داستانهای ادبیات ایران باستان و داستانهای شاهنامه، از جمله آثار اوست. یارشاطر میگفت: «وطن برای من جایی است که بتوان برای ایران کار کرد، نوشت، منتشر کرد و فرهنگ ایران را بهتر شناساند. وطن ما، به یک معنی، سرزمینی  است پر از صحراهای فراخ و کوههای بلند و رودها و دریاچه هایی که در درازای زمان بارها زیر پای مهاجمان مختلف کوفته شده و باز به پا خاسته... ولی ما وطن دیگری هم داریم که در ذهنمان جای دارد. وطنی که رودکی در آن چنگ مینواخت و فردوسی از خِرَد و دلاوریهای قهرمانان سخن میگفت و خیام سرگردانی انسان را باز مینمایاند و ابوسعید و نظامی و سعدی و مولوی و حافظ، با استادی حیرت انگیز، از ظرایف روان انسان -بیش از همه عشق- سخن میگفتند. این وطن را میتوان از گزند حوادث در امان داشت. وطن من این وطن است... وطن من زبان فارسی  است.» احسان یارشاطر (1299-1397) از دانشی مردان مطالعات ایرانشناسی روزگار ما بود که در این حوزه نمونه ای نادر، بلکه نایاب به شمار میرود. ایشان در 12 فروردین 1299 در همدان چشم به این جهان گشود. پس از تحصیل دوره ابتدایی به کرمانشاه و سپس به تهران مهاجرت کرد. به زودی پدر و مادر را از دست داد و نزد داییش زندگی کرد. پس از طی دوره دبیرستان در دانشسرای مقدماتی برای تحصیل در رشته ادبیات فارسی به دانشگاه تهران رفت و دوره دکتری خود را با دفاع از رساله دکتری خود با عنوان «شعر فارسی در نیمه دوم قرن نهم» به راهنمایی استاد علی اصغر حکمت به اتمام رساند. استاد در سال 1326 به استخدام دانشگاه تهران درآمد و در سال 1332 به عنوان دانشیار زبان و ادبیات فارسی به تدریس زبانهای باستانی ایران پرداخت. یارشاطر عمده مطالعات خود را در زمینه ایران شناسی ادامه داد. برای تحصیل در رشته زبانهای باستانی با تشویق استاد ابراهیم پورداوود و با بورس تحصیلی شورای فرهنگی بریتانیا به لندن رفت و نزد استادان بنامی چون والتر برونو هنینگ و خانم مری بویس زبان پهلوی آموخت. در همین ایام متوجه ارزشهای فرهنگی گویشهای ایرانی شد و پژوهشهای ارزنده ای در زمینه گویش تاتی انجام داد و از رساله پایان تحصیل خود با عنوان «گویش تاتی جنوب قزوین» دفاع کرد. این رساله بعدها در سال 1969 با عنوان «دستور گویشهای تاتی جنوب» چاپ و منتشر شد. او روز شنبه 10 شهریور در 98 سالگی در کالیفرنیا درگذشت. امید است این یادداشت کوچک که به مناسبت درگذشت استاد خدمت دوستداران کتاب و اهالی خرد و اندیشه تقدیم شد، بهانه ای باشد برای رفتن به سراغ آثار ارزشمند ایشان و همچنین شناخت گنجینه هایی این چنینی که به واقع تکرار ناپذیرند.

* پاراگراف کتاب: دوست داریم به نقطه ای معهود یا یک نشانی آشنا دست پیدا کنیم. همه چیز را در نوعی دفتر رسمی به ثبت برسانیم تا هرگز احساس نکنیم بی محابا و کورکورانه جلو میرانیم. پس پیمان دوستی میبندیم و میکوشیم آشناییهای زودگذر و میرنده را به یادماندنی و پایا تبدیل کنیم. در کافه جوانی گم شده | پاتریک مودیانو

..........فناوریهای امیدبخش

* هوش مصنوعی در خدمت مسیریابی نابینایان: چند سالی است که طراحان فناوریهای مختلف منبع تازه ای برای طراحی ابزارهای تازه پیدا کرده اند و آن هم چیزی نیست مگر «هوش مصنوعی» و «واقعیت افزوده». امکانات مبتنی بر قابلیتهای این دو حوزه، فناوریهای مخصوص نابینایان را هم به شدت دستخوش تغییر کرده است. Microsoft، یکی از کمپانیهایی است که گامهای عملی و قابل استفاده ای را در این راه برداشته است. نمونه اش را حتماً چند وقت پیش در قالب اپلیکیشن Microsoft Seeing AI ملاحظه کرده اید. نرم افزاری که به کمک آن نابینایان میتوانند از موانع پیش رو مطلع شوند و اشیا و تصاویری را که در مقابلشان قرار میگیرد، شناسایی کنند. خواندن نوشته های مختلف مندرج بر روی تابلوها یا صفحات نمایش هم از دیگر امکاناتی است که از طریق seeing AI در اختیار نابینایان قرار میگیرد. چند ماهی میشود که Microsoft اپلیکیشن دیگری را در همین حوزه عرضه کرده است. این اپلیکیشن هم درست مثل قبلی، برای سیستم عامل IOS عرضه شده و رایگان در اختیار کاربران نابینا قرار گرفته است. Microsoft Soundscape، نام اپلیکیشنی است که قرار است به کمک هوش مصنوعی و واقعیت افزوده، نقشه خیابانها و مکانهای مختلف را برای نابینایان شبیه سازی کند. این نرم افزار با استفاده از فناوریهای صدای سه بعدی سعی میکند فضایی را بازسازی کند که فرد نابینا نقشه ای از محیط اطراف، از جمله مسیرها، موانع، نشانه ها و غیره به دست بیاورد. مایکروسافت از سال ۲۰۱۴ در حال کار و توسعه فناوریهای صدای سه بعدی برای ناوبری خودروها است. اپلیکیشن Soundscape از دل این تحقیقات بیرون آمده است. این اپ فقط به یک گوشی هوشمند معمولی و یک جفت هدفون استریو نیاز دارد. نرم افزار Soundscape از این صداها، نشانه های سه بعدی میسازد که کاربر به طور مستقیم متوجه آنها میشود و به کاربر کمک میکند تا آگاهی محیطی نسبت به مسیری که در حال طی کردن است، پیدا کند. کاربران از این پس، میتوانند با ترکیب اطلاعات و صداها، تصویری ذهنی از آنچه را که در محیط اطرافشان وجود دارد، ترسیم کنند. اپلیکیشن Soundscape میتواند درباره علاقه مندیها، نقاط، جاده ها و تقاطعهایی که کاربر مشخص کرده، صحبت کند یا توضیحات بیشتری بدهد. این اطلاعات توسط خود کاربر قابل تنظیم است. کاربران میتوانند با سفارشی سازی این آپ، از آن بخواهند درباره برخی چیزها، توضیحات بیشتر و جزئیتری بدهد یا دقیقتر بگوید در طول مسیر چه چیزهایی وجود دارد. مثلاً نام خیابانها، مدل خودروها و چیزهایی که افراد نابینا یا کمبینا قادر به دیدنشان نیستند. اگر کاربر مطمئن نیست در چه مکانی قرار دارد، میتواند با نگه داشتن گوشی در دست خودش، به شکلی که بالای آن رو به سمت و مکانی که اطلاعاتی در موردش میخواهد قرار گیرد و با استفاده از کلیدهای پایین صفحه نمایش، اقدام به مکانیابی یا جستجو برای نشانه ها و علامتهای خاص کند.

..........کشکول

* جدول حذفی: در جدول حذفی 12 گروه سؤال ارائه شده که هر گروه شامل سه سؤال و سه پاسخ است. پاسخها به ترتیب پنج، چهار، سه حرفی هستند. در هر گروه از سؤالات، اگر از پاسخ اول یک حرف کم کنیم، حروف باقیمانده پاسخ دوم و اگر از پاسخ دوم یک حرف کم کنیم، حروف باقیمانده پاسخ سوم را تشکیل میدهند. در انتها اگر حروف حذف شده پاسخهای اول را به ترتیب مرتب کنیم، رمز اول جدول و اگر حروف حذف شده پاسخهای دوم را به ترتیب بچینیم رمز دوم به دست میآید. رمز جدول نام دو کتاب به ترتیب اولی از "شهرنوش پارسیپور" و دومی از "مهرداد اوستا" است. برای مثال سؤالات گروه اول به این صورت است: (1. بیماری عفونی حاد جوندگان که از طریق کک به انسان منتقل میشود 2. پاسبان 3. گونه) پاسخها به ترتیب: (1. طاعون 2. عوان 3. نوع) که اگر دقت کنید, از کلمه اول حرف ط و از کلمه دوم حرف الف حذف شده اند که ط حرف اول رمز اول و الف حرف اول رمز دوم هستند. شما میتوانید بقیه حروف دو رمز را به صورتی که توضیح داده شد بدست آورید. سؤالات هر گروه: گروه اول: (1. بیماری عفونی حاد جوندگان که از طریق کک به انسان منتقل میشود 2. پاسبان 3. گونه) گروه دوم: (1. دورویی و تظاهر 2. آگهی تلویزیونی که پیش از برنامه ها نشان داده میشود 3. ماه پرتابی) گروه سوم: (1. فرودگاهی در افغانستان 2. حیله گر 3. بهداشت شداد) گروه چهارم: (1. از نزولات جوی 2. خرگوش عربی 3. پایتخت سوییس) گروه پنجم: (1. بیخانمان و سرگردان 2. لعاب نشاسته 3. از اصوات) گروه ششم: (1. پشت سر 2. دیوار فرو ریخته 3. نظرات) گروه هفتم: (1. طراح و سازنده بنا 2. معرفت 3. محل عبور) گروه هشتم: (1. شتر مرغ آمریکایی 2. در حال دویدن 3. دارو) گروه نهم: (1. غم و اندوه 2. پسر مازندرانی 3. مرزبان) گروه دهم: (1. فاتح و مظفر 2. روشنایی و نور 3. قدرت) گروه یازدهم: (1. شباهت و مانند بودن 2. از ظروف آشپزخانه 3. ارزش و قیمت) گروه دوازدهم: (1. نام دیگر سیاره مریخ 2. زمام و افسار 3. خزنده گزنده). شما تا چهارشنبه هفته جاری فرصت دارید رمز جدول را با شماره پیامک 3000465040 به ما اعلام کنید. رمز جدول هفته گذشته: اگر میخواهی هستی را بشناسی، خود را بشناس. برنده این هفته جدول آقای منصور ایران نژاد از مشهد است.

* پاسخ سؤالات جدول هفته گذشته: 1. آهک 2. گور 3. ریال 4. مرض 5. یوگا  6. خرچنگ 7. واگن 8. آنگولا 9. هرات 10. یتیم 11. هراس 12. سکه 13. تور 14. یاسوج 15. ریل 16. ارتش 17. بالش 18. شور 19. نوار 20. اسفنج 21. سهام 22. یاس 23. خمیر 24. وزن 25. دیس 26. ریش 27. انبر 28. بال 29. شانه 30. ناجی 31. آرمان 32. سواره.

* جدی نگیرید: تو تلویزیون ایران هر وقت میخوان بگن زن و شوهر خیلی با هم خوشحالن، موقع شیشه پاک کردن و خونه تمیز کردن با هم شوخی میکنن و با دستمال و جارو همدیگه رو الکی میزنن! - من با افزایش قیمت بلیت پروازها مشکلی ندارم، ولی شرطم برای سوار شدن به هواپیما نشستن تو جعبه سیاهشه، چون تنها قسمتی از هواپیما که سالم به مقصد میرسه همونه! - من نمیفهمم این وانتیا با چه منطقی میگن سیب زمینی پیازه، تازه بعضی وقتا هم میگن گوجه خیاره! - تنها دلیل اینکه مهمونی نمیرم اینه که بهونه دست طرف ندم پاشه بیاد خونه مون مهمونی. – این قدری که چاقا سعی میکنن ما رو قانع کنن که چاقی هم قشنگه و اونا فقط کمی توپرن، اگه رژیم گرفته بودن الان با هم داشتیم چاقا رو مسخره میکردیم. - تو رو خدا عطر میگیرین، به زنونه و مردونه بودنش دقت کنین، الان یه پیرمرد ٧٠ ساله تو آسانسور بوی خاله مو میداد!

* حقایقی که به شدت ترسناک هستند! تا اواخر دهه ۱۹۸۰ برخی پزشکان باور نداشتند که نوزادان هم درد را حس میکنند. در تحقیقی که روی پزشکان بریتانیا و ایرلند در سال ۱۹۸۸ انجام شد، ۱۳% افراد مطمئن بودند که بچه ها تا یک سالگی درد را حس نمیکنند و ۲۳% کاملاً مطمئن نبودند. به همین دلیل پزشکان در عملهای جراحی سخت، اغلب تنها از بی حسی موضعی استفاده میکردند. اینکه نوزادان کوچکتر از یک سال درد را حس میکنند یا نه، سالها مورد بحث بود؛ اما اکنون ثابت شده که نوزادان -حتی آنهایی که هنوز به دنیا نیامده اند-، درد را درست مثل بزرگسالان حس میکنند. - احتمال مردن شما در حمام از احتمال برنده شدن در قرعه کشی بیشتر است: بر اساس برآوردهای مختلف، احتمال برنده شدن شما در قرعه کشی ۱ به ۱۷۶ میلیون تا ۱ به ۱۵ میلیون است. اما متأسفانه احتمال مردن شما در حمام ۱ به ۸۴۰ هزار است. اما هنوز مردم به شانس خود ایمان دارند و برخی هم برنده میشوند. - در طول عمرتان ممکن است هزاران بار در کنار یک قاتل قرار بگیرید و متوجه نشوید: این تعداد به جایی که زندگی میکنید و تعداد افرادی که هر روز میبینید بستگی دارد. کسی که در یک شهر کوچک زندگی میکند، در طول عمرش با ۱۶ قاتل مواجه  میشود و کسی که در شهر بزرگ زندگی میکند و هر روز از کنار صدها نفر عبور میکند، با هزاران قاتل در عمرش رو به رو میشود. بیشتر جنایتکاران از جمله قاتلان سریالی مثل تد باندی، شبیه مردم عادی هستند و میتوانند یک زندگی معمولی داشته باشند و باور نمیکنید که پشت این چهره معمولی یک آدمربا، قاتل یا یک متجاوز پنهان شده باشد. - احتمال اینکه فرد در روز تولدش بمیرد ۶.۷ درصد و بیشتر از روزهای دیگر است: میانگین نرخ مرگ در روز تولد ۶.۷ درصد بالاتر از روزهای عادی دیگر است. این نرخ برای جوانان و در تعطیلات آخر هفته  بالاتر است. متأسفانه دانشمندان علت دقیق آن را نمیدانند. شاید به خاطر احتمال بالای تصادف در مهمانیها یا افسردگی و خودکشی افراد در روز تولدشان باشد. - هر روز ۲۷۰۰۰ درخت برای تولید دستمال توالت قطع میشوند: این عدد واقعاً وحشتناک است. ما نمیتوانیم از دستمال توالت استفاده نکنیم، اما میتوانیم تکنولوژی بازیافت را توسعه دهیم و از مواد اولیه دیگری برای ساخت کاغذ استفاده کنیم تا این مقدار را کم کنیم. - تعداد میکروبهای روی صفحه نمایش گوشی ۱۰ برابر بیشتر از توالت است: بسیاری از ما گوشی خود را روی میز ناهارخوری میگذاریم. حالا تصور کنید توالت فرنگی را به جای گوشی روی میز گذاشته اید. تصویر ناخوشایندی است نه؟ اما حقیقت این است که توالت از گوشی شما تمیزتر است. دانشمندان دریافته اند که باکتری و میکروبهای روی گوشی ۱۰ برابر بیشتر است. پس چه باید بکنیم؟ باید گوشی خود را با الکل تمیز کنیم یا دستگاهی بخریم که باکتریها را میکشد. - قبرستانی از کشتیها ته اقیانوس وجود دارد: آیا میدانستید حدود سه میلیون کشتی ته اقیانوس وجود دارد؟ کشتیهایی از دوران مختلف، چند زیردریایی و البته تایتانیک. اگر آنها را در یک خط بچینیم، طول آن دو برابر خط استوا خواهد شد. - هر سال ۲۰۰۰ نفر به خاطر دست خط بد پزشکان میمیرند: اشتباهات پزشکی هر سال ۷۰۰۰ نفر را میکشد که اغلب به دلیل دست خط ناخوانای پزشکان روی نسخه هاست. برای حل این مشکل سیستم نسخه های اینترنتی وجود دارد که به داروسازان اجازه میدهد از اشتباه جلوگیری کنند و خط پزشکان را بخوانند. متأسفانه این امکان هنوز همه جا وجود ندارد و بیماران امیدوارند داروخانه ها به اندازه کافی باتجربه باشند تا نسخه های بدخط پزشکان را بخوانند.

* اصطلاحات رایج فارسی در انگلیسی: I felt like a fool: سنگ رو یخ شدم - We have a lot of in common: ما باهم تفاهم داریم - Eat my heat off: مخمو خوردی - I was shame stricken: از خجالت آب شدم - I’m in tip-top shape today: من امروز توپ توپم - I’m sick of it: حالم از این وضعیت بهم میخوره - Keep your head: دست و پات رو گم نکن- I’m not in a good mood: حال و حوصله ندارم - You were sublime: کارت حرف نداشت - I stand by what I did: پای کاری که کردم وایمیسم - An early bird: سحر خیز - go fly on your sky: برو پی کارت

 * مرخصی زایمان در کشورهای مختلف چقدر است؟ کرواسی؛ مدت مرخصی والدین: ۴۱۰ روز. در این کشور مرخصی زایمان واقعاً زیاد و بیش از یک سال است و بیمه تا شش ماه به مادران حقوق کامل پرداخت میکند. – بریتانیا؛ مدت مرخصی والدین: ۳۶۵ روز: والدین بریتانیایی اجازه دارند این مدت مرخصی را بین خودشان تقسیم کنند: ۲ هفته از این مرخصی فقط مخصوص مادر است و بقیه را پدر یا مادر میتوانند از نوزادشان مراقبت کنند. – سوئد؛ مدت مرخصی والدین: ۲۴۰ روز. والدین سوئدی میتوانند مرخصی را بین خود تقسیم کنند. به هر حال ۶۰ روز متعلق به پدر است و اگر نتواند از آن استفاده کند منقضی میشود. – روسیه؛ مدت مرخصی والدین: ۱۴۰ روز. طبق قانون، بعد از مرخصی زایمان مادران میتوانند تا یک و نیم سالگی نوزادشان مرخصی مراقبت از کودک بگیرند و در این مدت ۴۰% حقوقشان به آنها پرداخت میشود. سپس میتوانند یک سال و نیم دیگر بدون حقوق مرخصی بگیرند، اما از سابقه کاریشان کسر میشود. – قزاقستان؛ مدت مرخصی والدین: ۱۲۶ روز. در صورت وجود عوارض کار یا اگر دو بچه یا بیشتر به دنیا بیایند، مدت مرخصی پس از زایمان تا ۱۰ هفته ادامه مییابد. مادران اجازه دارند مرخصی مراقبت از کودک تا سه سالگی بگیرند. – فنلاند؛ مدت مرخصی والدین: ۱۲۶ روز. به جای مرخصی زایمان، مادران میتوانند با هزینه دولت کودکشان را به مهدکودک ببرند یا یک پرستار کودک استخدام کنند. - پرتغال

مدت مرخصی والدین: ۱۲۰ روز. طبق قانون، پدر نباید کمتر از پنج روز با نوزادش بگذراند و اگر از وظایف خود سرپیچی کند جریمه میشود. – فرانسه؛ مدت مرخصی: ۱۱۲ روز. این دوره را میتوانند به دو بخش تقسیم کنند (۲ ماه قبل و ۲ ماه بعد از زایمان) یا بیشتر بعد از زایمان مرخصی بگیرند. اگر زنی بخواهد میتواند فقط ۳ هفته قبل از زایمان را مرخصی بگیرد. به هر حال زنان اجازه دارند تا ۳۶ هفتگی کار کنند. – چین؛ مدت مرخصی والدین: از ۹۰ روز. «از» به این معناست که مدت مرخصی بستگی به سن زن دارد. هرچه سنش بیشتر باشد، مرخصی بیشتر است. – ایسلند؛ مدت: ۹۰ روز. اگر مرخصی زایمان فقط به مادر داده شود، مرخصی مراقبت از کودک طبق فرمول ۳-۳-۳ خواهد بود. ۳ ماه مادر، ۳ ماه پدر و ۳ ماه بین هر دو تقسیم میشود.

 

Page Generated in 0/0040 sec